وحشت مردم - كثرت روزنامه
مردم كه اينهمه متوحش شدهاند زيادتر زير سر روزنامهنگارهاست ، آنقدر نوشتند و مىنويسند [ و ] از ولايات تلگرافات درج مىكنند كه آنجا هم كه [ گندم ] هست به وحشت انداختند . در حالى كه دولت اطمينان مىدهد . دولت انگليس مقدار كلى كلى گندم حمل مىكند ، احتكارها را بيرون مىآورند ، نرخها تنزل كرده باز روزنامهنويس دستبردار نيست ولكن نيست . ما شاء اللّه چهل روزنامه در طهران منتشر مىشود ، باز هم هى اعلان انتشار جريده است ، مجله است . با آنكه كاغذ نيست خيلى خيلى گران است كمياب است . عمدهء آن براى دخل و خودنمائى است و داخل شخصيت و احترامات شدن است . و الا آنقدر روزنامهء يكجور ، اخبار آن يكى ، چه نتيجه دارد . من از آقاى بدر شنيدم مىگفت بعضى روزنامهها فقط ده دوازده نمره چاپ مىشود . فقط براى اين است مقام و نام و شخصيت براى خود تهيه كنند . قسمت عمدهء اين وحشت هم عدم توكل است . مردم توكل و ايمانشان كم شده . [ در ] آن گرانى گذشته هيچ آنقدر وحشت در مردم نبود و حال آنكه خيلى از امروز بدتر و نايابتر [ بود ] . قحطى حقيقى بود نه ساختگى .
همان توكل به خدا مردم را ساكت و آرام نگاه داشته بود . در حالى كه اينهمه انفاق ، بذل ، بخشش از طرف مردم نشده بود .
خيريهها براى فقرا
امروز كرور كرور مردم مملكت انفاق نمودهاند . در طهران شاه و گدا اعانه داده چندين انجمن خيريه به اسامى مختلف داير است ، همينطور در ولايات كوچك و بزرگ . در همين همدان سواى آنچه خوانين تجار ، دولتمند و كسبه دادند جفتى سه تومان نقد ، دو من گندم حواله به مالكين نمودهاند ( همدان بيست و چهار هزار جفت داير دارد و هفتصد و سى قريه و قصبه و دهكده دارد ) . همين مبلغ و مقدار اگر مثل دمپخت آن سال مايهء دخل نشود خيلى پول و گندم است براى فقرا . در يك شب شبنشينى كلوپ نظامى كه شاه و ملكه مؤسس آن بودند قرب چهل هزار تومان خرج دررفته جمع شد . چقدر بعد مردم دادند . امريكائيها چقدر پول ، دوا ، پتو ، لباس هديه كردند و مىكنند . باز وانفساست . من خودم در ده هستم هيچ آن چيزها كه شهرت مىدهند نيست . [ سال ] « نيامد » را كسى انكار ندارد . اما نه آنطور كه در مردم وحشت انداختهاند .