تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7920

مساهمون:

ص٧٩٢٠

زن گرفتن در شانزده سالگى

تكليف هم كه مىشدند فورا پدر و مادر [ مىگفتند ] آرزو داريم زن و شوهر بدهيم . ديگر درس ، مشق همه از بين مىرفت . مگر چه جوانى بود كه غيرت كرده در خارج به تحصيل مىپرداخت ( به من در سن شانزده سالگى زن دادند ، هجده سالگى خانهء جداگانه رفتم . چطور تحصيل ممكن بود ) . بارى با اين حال عربىدان و اديب و حكيم و فقيه و غيره زيادتر از امروز بود .

سواد عز الدوله

پدر من رحمة اللّه عليه كه يكى از باسوادهاى عهد بود . عربيت ، ادبيت ، فرانسه ، انگليسى مىدانست . كتب زياد عربى ، فارسى خوانده بود و به زبان فرانسه تواريخ ، فلسفه ، كتابهاى هومر ، هرودوت ، گزنفن ، رومن ، يونان و كتب جديد و افسانه و رمان بسيار خوانده بود . كتابخانهء خوبى از همه قسم كتب داشت . دو سفر فرنگستان رفته بود ، باز در تربيت ما اهمال كرد . اصولا پدرهاى متشخص عار مىدانستند كه به درس‌ومشق اطفال خود رسيدگى كنند .

على خان مترجم الممالك

در طهران يك نفر معلم زبان انگليسى بود ميرزا على خان مترجم الممالك . چهار سال انگليس مانده بود . فرانسه را بهتر مىدانست اما چون انگليسى معلم نداشت بيشتر آن زبان را درس مىداد . پس از آن در همدان نزد قراپت خان ارمنى معلم مدرسهء تازه باز شدهء ميسيونر امريكائى قدرى انگليسى خوانده بودم . او مرا درس مىداد و هيچ توجهى نداشت . فقط براى گرفتن حقوق بود كه آن را هم پدرم چند ماه چند ماه به زور مىداد . اين استاد ضيق مجرا داشت ، مسكرات زياد استعمال مىكرد ، لاابالى بود و بىبندوبار و ولخرج بود . با اين حال بسيار بسيار از جوانها را فرانسه و انگليسى تعليم داد . تا درجه‌اى رواج اين دو زبان در آن عهد به توسط او شد .

عماد السلطنه

برادرم مرحوم عماد السلطنه زن و بچه داشت در نزد او فرانسه خواند و به واسطهء حافظهء خوبى كه داشت بسيار عالى و خوب فراگرفت . برعكس من كه هيچ حافظه ندارم و نداشتم . بارى من اگر چيزى آموختم يا به واسطهء مطالعهء كتب بود يا از زبان مردم