تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7919

مساهمون:

ص٧٩١٩
ناصر الملك طهران اقامت داشت همه طهرانى شده [ اند ] . چند ماهى همدان سر علاقه‌جات خود مىآيند و الا مسكن طهران است . 2 - خوانين درجزين ( يكى از بلوكات همدان ) - پدربزرگشان آقامير از آذربايجان به همدان آمد . آقامير تبريزى بود ، مرد شرورى بود . از آنجا به واسطهء شرارت و تعقيب حكومت فرار كرد در مهربان بلوك همدان اقامت كرد ، سپس درجزين . فعلا يكى دو نفر از اولاد او همدان [ اند ] و سجل خود را اصلانى گذاشته‌اند . 3 - خوانين خدابنده‌لو - از اولاد شاه خدابنده [ اند ] . اينها دو دسته شده يكى از [ آن ] دو در بلوك خدابنده‌لوى همدان [ و ] ديگرى در اسدآباد اقامت دارند . همان خدابنده‌لو سجل گرفته‌اند . من از 1308 هجرى قمرى كه با مرحوم شاهزاده پدرم رحمة اللّه عليه همدان آمدم با اين خوانين يعنى پدرشان آشنا شدم و حاليه هم با پسرها و نوه‌ها [ آشنايم ] . بسى حكايات و داستانها به خاطر دارم كه واقعا شنيدنى است .

افسوس گذشته

افسوس وقت گذشته و آن لياقت تقرير و تحرير در من باقى نمانده كه يك شب تا نيمه صد ورق كتاب مىخواندم و سى صفحه كتابت مىكردم . مىبينيد كه در يك صفحه كتابت چقدر متن و حاشيه مىروم ، چقدر حك و اصلاح مىكنم . پيرها خوششان مىآيد ياد جوانى كرده خاطرات آن ايام را از حافظهء كهنهء مندرس پوسيدهء خود بيرون بدهند . ايام ما از بعضى جهات : امنيت ، فراوانى نعمت ، ارزانى بسيار خوب بود ، ليكن از جهات ديگر به دو بسيار بد بود .

مدرسه‌هاى قديم

مدرسه نداشتيم ( جز دار الفنون آن هم بدنام بود . پسرهاى شاهزادگان ، اشراف ، اعيان حتى تجار داخل نشده در خانه درس مىخواندند ) . معلم همان آخوندهاى معلوم الحال بودند . درس ما اول عمه جزو بود بعد كلام اللّه مجيد ، ضمنا بعضى كتب قصه ، حكايتهاى دروغ و اشعار . در خانهء بزرگان گلستان ، حافظ ، شرعيات از روى رساله خوانده مىشد . اين درس ابتدائى ما بود . بعد عربى و تاريخ كه كتب عربى بقدرى سخت و بد تحرير شده بود كه محال بود ياد بگيريم ( مثل خود طلاب يك عمر درس عربى مىخواندند چهار كلمه عربى نمىتوانستند حرف بزنند ) .