تركستان برهم خورده . به عجلهء تمام رفت و مأمورين خسته و مانده موقع را غنيمت شمرده به مساكن و اوطان خود رفتند . قراگوزلوها بىمأمور و سرپرست مانده به سوى شام عزيمت كردند . به همدان كه رسيدند زمستان شد و رفتن شام غيرممكن [ بود ] لذا اقامت كردند . بهار مىشود چون مىبينند مركز قلمرو عليشكر ييلاق و باصفاست فسخ عزيمت كرده توطن اختيار مىكنند و كمكم خريدارى ملك مىكنند ، داخل نوكرى سلاطين مىشوند . در عهد زنديه ترقى مىكنند و در طلوع آقا محمد خان خدمات بسيار كرده حمايت او را مىكنند و على مردان خان زند را از همدان به قهر و غلبه خارج مىكنند . به اين واسطه در دربار آقا محمد خان قاجار به مراتب عاليه رسيده فتحعلى شاه يكى از صباياى خود زبيده خانم را به على خان نصر الملك مىدهد . حسين خان حسام الملك از او متولد مىشود . نيز محمد شاه دختر خود نگار خانم را به عبد اللّه خان صارم الدوله مىدهد كه در قريهء فامنين مسكن داشت ( الان هم فامنين ملك اولاد اوست ) . غالب آنها صاحب مقامات عاليه بودند .
از آن سه تيره عاشقلو و حاجىلو باقى [ مىمانند ] اوزبكلو از بين مىرود ( بهتر بد اسمى داشتند ) . در ايام ناصر الدين شاه و شايد قبل از او فوج ششم و منصور به سركردگى و سرتيپى حسام الملك و بعد پسرش زين العابدين خان امير افخم بود .
پسرهاى اين امير افخم ترياكى بىعرضه [ بودند ] و تمام مايملك جد و پدر را تمام كردند و هردو به واسطهء استعمال ترياك و الكل جوانمرگ شدند .
سرتيپ فوج مخبران احمد خان پدر مهدى خان امير تومان بود زود مرد . فوج با پسرش بود .
فوج فدوى به سركردگى اعتماد السلطنه حاجىلو بود كه با فوج خود خدمات زياد كرد . پس از فوت او به عبد اللّه خان پسرش ساعد السلطنه [ دادند كه ] ، بعد سردار اكرم ، بعد اميرنظام و وزير ماليهء مشروطه شد . پس از فوت او سه پسر ماند . يكى را سردار از ارث بىنصيب كرد و جوانمرگ شد ( آن هم از مسكر ) . دو پسر ديگر حسينقلى خان اميرنظام حاليه و سردار اكرم معززا محترما باقى هستند .
فوج ديگرى هم از درجزين بود كه دست همان خوانين آنجا بود .
ديگرى از خوانين قراگوزلو ناصر الملك بود كه نايب السلطنهء احمد شاه بود . در عهد رياستوزرائى رضا شاه مرحوم شد . پسرش محسن خان باقى است و جوان تربيتشدهء خوبى است . بهاء الملك وزير عدليهء فعلى ، ضياء الملك ، ابراهيم پسر امير تومان ، معز الملك و چندين نفر ديگر از خوانين باقى هستند كه غالب آنها در انگليس تحصيلات خود را تمام كردهاند و از منافع املاك خود زندگى مىكنند . بر خلاف سابق كه فقط
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7918
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٧٩١٨