تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7916

مساهمون:

ص٧٩١٦
كرده‌اند . بالاخره فتح نصيب متفقين مىشود . ليكن مدتها طول دارد .

گرانى و سختى براى دو طبقه

در اين سالها به كسى كه سخت [ مىگذرد ] و به عسرت زندگى مىكند دو طايفه است : يكى حقوق نقد بگير مثل اعضاء ادارات دولتى و مستخدمين بنگاه‌ها ، انحصارها [ و ] ديگرى رعيت جوكار . و الّا به مالك ، به كسبه ، تجار و سايرين كه حرفه‌اى دارند تأثيرى ندارد . [ غلات ] ، گران است استفادهء كلى مىكند . آنها هم تمام روى مزد كسب و حرفه خود كشيده‌اند آن هم بدون تناسب و حساب . صبح كه برخاست هر نرخى را ، مزدى را كه مايل است اضافهء ديروز مىكند . هيچ پرسشى نيست . كسبهء دهات خون رعيت را به شيشه مىكنند . باز شهر . امسال در اين ده و خيلى از دهات ديگر انگور را سرما زد ، صيفى به واسطهء كمى آب عمل نيامد ، حشم به واسطهء فقدان علف شير بسيار كم داد . هر جفت ما شش تا سه خروار برداشت . اربابى و مخارج آبادى از قبيل نجار ، آهنگر ، حمامى ، دلاك ، دشتبان ، كدخداى دولتى و غيره كسر شود براى آن جفت گاو متوسط اگر دو خروار و پنجاه من گندم و جو بماند . با اين گرانى چه كند ، چه خاك بر سر كند . از دولت سر پهلوى مخلفه ، مس ، برنج ، لحاف ، تشك هم ندارد بفروشد يا گرو بگذارد . هرچه داشته خرج راه‌آهن و تفريحات اعليحضرت شده ، يا جيب بنگاههاى انحصار و شركتها و صاحبان كارخانجات رفته كه از هيچ داراى مليان مليان صاحب مال شده‌اند . آقاى اقتصاد از روى جفتى دو خروار و نيم يكصد و پنجاه جفت اينجا را حساب كرده و از بهمن تعهد گرفته [ است ] و حالا هم باور نمىكند كه تمام حاصل ما ، ضبط انبار ما آنقدر نشده يعنى خرج دررفته .

كلفت نيست

چندين سال كلفت من ، در اينجا دخترهء سكينه نام بود . پدر و مادرش به فاصلهء چند روز مردند . دو برادر صغير داشت . من هم براى اين‌كه بزرگ شده بود هم براى توجه [ كردن ] آن دو صغير او را جواب كردم . رخت ، لباس ، قدرى پول داشت ، مقدارى هم نقد با مقدارى غله دادم ، زود هم به پسرعمويش شوهر كرد و از اينجا جلاى وطن . زهرا دختر قاسم باغبان قايم‌مقام سكينه شد . كوچك بود ( اما دهاتيها در محل خود خيلى هوشيار ، زرنگ ، كاردان هستند . طهران ببرى مثل الاغ گيج و بد مىشوند ) با اينكه سنى نداشت خوب خدمت كرد . امسال گفتند از اقوام شهرى خود نامزد گرفته و نمىآيد .