ديگر . اين است شمهاى از حال امروز ما و بىقيدى دولت و سختگيرى پولدار و محتكر [ ان ] خدانشناس پدرسوخته كه به جان مردم افتادهاند .
آفات كشاورزى
نقصان محصول ايران يكى هم آفتهاى رنگارنگ است كه دفع نمىشود و ادارهء دفع آفات نداريم . ديگرى ماشينآلات زراعى است كه در مملكت ما همهچيز آمده جز آن و ما با اين آلات و ادوات عهد دقيانوس بهتر و بيشتر از اين نمىتوانيم محصول عمل آوريم .
براى صد خروار بذر گندم از اول ماه شهريور ( اول سنبله ) تا آب يخ كند بايد مشغول كشت آن باشند . صد و پنجاه جفت گاو مشغول كشت است . اين صد خروار به زمين فرو رود كار دوتا تراكتور را سيصد گاو و آدم بايد انجام دهد . چهل روز درو كند . اگر باد بيايد ، چهل روز خرمن بردارد ، نيايد هيچ .
آفات ديگر
آفات تازهء ما يكى خوك است ، دستهدسته ، گلهگله . ابقا به هيچچيز نمىكند . ديگرى آهو ، ديگر سار ، ديگرى گنجشك ، ديگرى موش و هيچ درمان ندارد و چاره ندارد . در بلوك درجزين و سردرود از لانهء موش تا پنجاه من گندم رعايا بيرون آوردند .
ميزان گرانى در انگليس
در روزنامه ديدم سفارت انگليس بيانيه چاپ كرده : گردن ما نگذاريد ، در انگليس صد دوازده سطح زندگى بالا رفته در مملكت شما صد دويست . قشون ما به همهء ممالك وارد شده چرا سطح زندگى آنها آنقدر بالا نرفته . تمام تقصير به عهدهء خودتان است . چرا جلوگيرى نكرديد ، يا كدام محتكر را مجازات داديد ، كدام ماليات زياد از اينها گرفتيد .
همهجا زمامدارانشان تدارك اين روزها را ديدند ، شما هم مىبايست ياد بگيريد . چه كسى مانع بود .
روزنامههاى ما تمام [ را ] تقصير فروغى و سهيلى مىگذارند كه پيشبينى نكردند .
فروغى اين فرشته و ملائكهء تا پريروز ، امروز كافر و زنديق ، شيطان رشوهگير ، ملائكهء عذاب شده . بايد به محاكمه كشيده [ شود ] . نگذاشت امريكا به سفارت كبرى برود « 1 » .
هامش
( 1 ) - مرحوم فروغى به سفيرى ايران در امريكا برگزيده شد ولى اجل به او مهلت نداد . ( ا . ا . )