ورود به كوريجان
شب شنبه 21 - ساعت ده كوريجان . بهمن ميرزا ماه تير آمده بود . للّه الحمد سلامت و مسرور بود . امسال تحصيلات را تمام كرد ليسانس شيمى است . براى رفع خستگى و كسالت از درس و امتحان زود آمده بود . اردلان ( فخر الممالك ) برادر بزرگ حاج عز الممالك فرماندار همدان با سعيد الممالك كوريجان [ آمدند ] عصر به اتفاق كبودراهنگ ديدن اميرنظام [ رفتيم ] .
وضع بد
28 شهريور - هفتم رمضان شهر ، دوازدهم مهر مراجعت [ شد ] . روزهگير ميان ما بهمن است . من چهار سال است به واسطهء نقرس و ضعف روزه را مىخورم . خرمن برداشته شده . حاصل بد ، علوفه و كاه بسيار كم ، اوضاع بد است ، بد بد . خرمنها هيچ بود . گندم و جو گويا سيصد خروار شد ، نصف پارسال . دهات ديگر بد اندر بدتر است . دولت همه را مىخواهد به زور ، به فشار و خواهش [ بگيرد ] بهمن دويست و پنجاه خروار تعهد داده .
نمىدانم چه جواب بدهم ، از كجا بياورم . چه حيله بكنم كه از شرّ آن خلاص شوم . روزبه روز قيمت هرچيز بالا مىرود ، زندگى بسيار دشوار شده . خداوند امسال رحم كند .
رفتن همراهان
15 مهر - انوشيروان ميرزا ، احمد خان ، فرهاد كنار جادهء شسه هريك در يك اتومبيل انگليسها كه حمل مهمات به روسيه مىكنند نشسته و رفتند . نفرى ده تومان كرايه تا قزوين [ دادند ] ، از آنجا با راهآهن طهران [ مىروند ] .
عقدكنان دختر صارم السلطنه
چهارشنبه 29 مهر ، 10 شوال - اميرنظام كوريجان آمد . مرا ناهار لتكا منزل سردار اكرم برادرش برد . عصر شهر عقدكنان دختر صارم السلطنه [ بود ] . همهء خوانين و محترمين شهر بودند . غروب خانهء فخر الممالك فرماندار ، شب خانهء سعيد الممالك [ رفتم ] .
ناهار در لتكا ، محسن خان پسر ناصر الملك ( نايب السلطنهء احمد شاه ) ، معز الملك ، ضياء الملك بودند .
[ ادارهء ] اقتصاد دست برنمىدارد . تعهد فضولى بهمن سند رسمى محضرى شده است . گرانى به شدت حمله آورده خدا رحم كند .