تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7865

مساهمون:

ص٧٨٦٥

1320 از 19 مرداد 1320 تا 6 اسفند 1320

حركت به همدان

يكشنبه 19 مرداد 1320 - از طهران به سمت همدان حركت [ شد ] . عباس ميرزا ، خانمش تاجلى خانم ، بهمن ميرزا ، و سودابه نوهء من دختر كوچك قمر الدوله همراه هستند . اتومبيل سوارى به واسطهء فقدان بيشتر لوازم آن گران و به قيمت نود تومان كرايه شد . شام در گراند هوتل قزوين [ خورديم ] . بعد حركت [ كرديم و ] صبح 20 وارد كوريجان شديم .

شهريور 1320

دوشنبه 3 شهريور - قشون دولت انگليس و روس وارد سرحدات [ شدند ] و قشون ما هم با آنها مشغول جنگ است . سه‌شنبه 4 شهريور - در شهر هستيم . اخباراتى نمىرسد . اندرون آقاى سعيد الممالك منزل داريم . خانمها خواب‌اند . سعيد الممالك هم نزد آنها مىآيد . ديگر حجاب نمىكنند . صحبت مىكنند [ كه ] طيارات انگليس و روس ابلاغيه مىاندازند نصيحت و اين‌كه ما دوست شما هستيم ، آلمانها افساد مىكنند بايد آنها بروند . آقاى كليددار حضرت امام خامس ( ع ) باز مهمان سعيد الممالك است . باسواد و خوش‌صحبت است . اما وسواس استخاره دارد كه نعوذ باللّه ، چه اسباب زحمتى است . يك سيد نجفى كوچكى هم مهمان است . ناخوش بوده براى معالجه و هواخورى آمده .

بمب‌اندازى

جمعه 7 شهريور - حصار مهمان حسين بوديم . قبل از عزيمت در چمن جمعا صحبت مىكرديم . ( دو به ظهر ) يك‌مرتبه طياره نمايان شد . سرها بالا رفت . چيزى از آن فرستاده به زمين شد . ما همه گمان ابلاغيه كرديم . يك‌مرتبه صداى تركيدن بمب آمد . يكىيكى تا نه بمب . بعد طياره رفت ليكن كنار شهر بالاى خيابان عباس‌آباد بمبها ريخته شد . هياهو
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7865 | قهرمان ميرزا عين السلطنه