تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7838

مساهمون:

ص٧٨٣٨
اطاق هرچه به يارى . چلوكباب و مرغ پخته پس از قرنى آورد . ظرفها مس سياه ، كثيف . سرپوشها بازارى عهد دقيانوس كه كبرى هم دست نزد . توى شكم مرغ چينك‌دان ، دل و قلوه [ بود ] كه هيچ پاك نكرده بودند . فقط جهانگير پلو را خورد . به مرغ كسى دست نزد . غذا داشتيم و متدرجا صرف شده بود . پتو و بالشهاى خود را روى قالى انداخته استراحت كرديم .

موزهء آستانهء قم

صبح حرم مشرف شده ، بعد سر مقبرهء محمد شاه رفته براى جد و پدر و ساير اقوام فاتحه خوانده آمرزش طلبيدم . از آنجا موزهء حضرتى رفته . سپهبدى نوه عمهء من عزت الدوله رئيس موزه بود . الحق بسيار بسيار خوب ترتيب داده بودند ( دو ريال وروديه است ) . شمشيرهاى اعلى ، قرآنهاى خطى ممتاز ، جواهرات ، زره و غيره و غيره . گفت اسباب زيادتر [ ست ] ، جا كم داريم . چنانچه قاليهاى بىنظير را پيچيده و در انبار گذاشته‌ايم . سابقا اين نفايس در انبارى دور از چشم مردم بود كه سال‌به‌سال هم پاك و تميز نمىشد . از صحن امين السلطانى كه خارج شديم چشمم به ميدان بزرگى افتاد كه وسط آن را باغ قشنگى درست كرده بودند . دور ميدان [ و ] خيابان آب‌پاشى شده پاك ، تميز و مصفا [ بود ] . آن قبرستان كثيف ، آن منظرهء غم‌انگيز ، آن وضعيت شوم به اين زيبائى مبدل شده . اتفاقا خيلى بر شكوه و تجليل حرم مطهر افزوده گشته است .

صورت‌حساب هتل

درشكه گرفته تلفن‌خانه رفتم . با خانه و عباسقلى صحبت كردم كه عصر يا شب خواهيم رسيد . مراجعت منزل زينب آمده بود . گفت شوفر پيغام داده است اينجا چه ماندن دارد . گفتم با اين وضعيت منزل پيشنهاد خوبى كرده اسبابها را ببنديد . هتل‌چى را صدا زديم . اول كتابچه آورد نام ، نشان ، اسم ، رسم همه نوشته شد . خوب كرايه و قيمت شام ، چاى صبح . گفت دو اطاق فى پانزده ريال سى ريال ، غذا با من نيست . فورى زينب او را داخل اطاق كرده تشك ، متكا ، ظرف آب‌خورى ، تخت‌خواب شكسته همه را نشان داد . او هى معذرت مىخواست و تقصير خادم مىگذاشت . ليكن قيمت همان بود . دو تومان داديم رفت . ناظر آمد . پس از مذمت زياد از غذا و ظروف و غيره و غيره شانزده ريال گرفت با دو ريال انعام . سوار اتو شده مجددا حرم مشرف شده زينب به موزه [ رفت ] من سر مقبره رفتم .