تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7815

مساهمون:

ص٧٨١٥
ور « 1 » . ذوقعلى آن پانزده شاهى سياه را لاعلاج به قهوه‌چى داده دم دروازه هم هفده قران را از بابت ماليات و بلديه به مأمور ماليه تقديم كرده دست خالى به كوريجان و خدمت حاجى رسيد . قصهء لغوى تحرير شد . من اين نيت را در مورد كسبهء خودمان ندارم . استغفر اللّه و اتوب اليه .

درد پا

آبان - از درد پا و توقف بالاخانه ، فرمايشات مكرر آقاى سعيد الممالك به تنگ آمدم . حسين حصارى مستأجر صغار مرحوم آقا هم پول و حساب خود را نمىدهد بروم . ناچار شدم درويشعلى را خواستم صبح تا عصر دنبال او مىرود .

مدارس اناث

جواز عمامه‌ها را گرفته‌اند تجديدنظر شود . براى تولد والاحضرت در مدرسهء پهلوى جشن گرفتند . محصلات مدارس را با لباس قشنگ آنجا برده سرود خواندند ، ورزش كردند و همين‌طور هم خيابان دفيله كردند . بعد هم از هر مدرسهء اناث بيست دختر به مدرسهء ذكور برده از ذكور به اناث . فى الجمله اغتشاشى در مدرسه رخ داد ، به خير گذشت . ضمنا پدرها و مادرها را هم تهديد كرده‌اند مبادا به مدرسه روانه نكنند . آقاى سعيد الممالك از اين مطلب خيلى خيلى افسرده بودند . نصايح و شوخى من هم مفيد واقع نشد ، رفتند اندرون .

مقصود از تأسيس شركتها

پول خوبى شركت مىدهد اما افسوس كه از اين دست مىدهد از دست ديگر با سودش مىگيرند . در دهات مصرف قند و چاى و توتون بلكه همه‌چيز به كلى نقصان پيدا كرده بود . قند را ارزان كردند نتيجهء مطلوب حاصل نشد . اين شركت برقرار شد تا به دست تودهء ملت پولى برسد و امساك را متروك دارد . همين‌طور هم شده . ما شاكريم يك دفعه عايدمان مىشود و بعد به تدريج ازمان مىگيرند . سالهاى سابق اين‌طور نبود . اول تير كه هيچ محصولى در همدان به دست نيامده [ بود ] ماليات مىداديم . دو روز مىگذشت به اضافهء جريمهء آن هم ماليات رعيت را من بايد بدهم . حالا كه از عايدات
هامش
( 1 ) - بده بده .