1315 از 16 خرداد تا 22 دى 1315 « 1 »
شنبه 16 خرداد 1315 - تجريش آمديم يكى از مخارج عمدهء من همان توقف ييلاق است .
نامزدى تاجلى و عباس
15 مردادماه 1315 مطابق با 17 جمادى الاولى 1335 - مدتى بود مذاكرهء مخفى بود كه تاجلى خانم دختر مرحوم آقاى عماد السلطنه را براى عباس ميرزا نامزد كنيم . من بعد از آنكه در بهار هذه السنه به توسط همشيرهء كوچك جانجان خانم اطمينان حاصل كردم كه عباس به اين وصلت راضى است مشروط بر اينكه سه سال تاجلى صبر كند تا تحصيل و خدمت وظيفهاش به پايان برسد و البته مقبول واقع شد . عباس بيست و دو سال دارد سال سيم مدرسهء دانشسراى عالى است كه ليسانسيه شود . تاجلى پانزده سال دارد و كلاس ده را به اتمام رسانيده . در عصر امروز تهيهء شيرينىخورانى در باغ اندرونى تجريش مرحوم پدرم كه حاليه يك قسمت آن متعلق به اين خانم و سه برادرش مىباشد ديده شد . در كمال تجليل و تزيين خانمهاى فاميلى قريب شصت نفر با بعضى خانمهاى همسايگان دعوت شدند . مطرب هم از شهر خواستيم . از عصر تا پاسى از شب گذشته به خوشى و خرمى گذشت . عروس و داماد را هم به مجلس آوردند شاباش زياد كردند .
دخترهاى جوان رقص كردند ، بسيار بسيار باشكوه و مجلل و شيرين . انشاء اللّه مبارك و ميمون است .
16 مرداد - امروز عباس تاجلى را شهر برد و عكس انداخت . ظاهرا طرفين از وصلت خود راضى باشند . عقد دختر و پسرعمو كه در آسمان بسته شده است . تاجلى دختر محجوب معقول پاكنژادى است كه هيچ طرف مشابهت به دخترهاى امروز كه مىبينيم نيست . از پسر خودم ديگر تعريف نمىكنم .
شنبه 4 مهرماه 1315 - به شهر آمديم لدى الورود مالك خانه پيغام داد خانه فسخ است ، مگر ماهى هفتاد تومان بدهيد . شش ماه هم قبلا .
هامش
( 1 ) - از اين صفحه تا صفحهء 7860 از يك دفترچه كوچك بغلى نقل شده است . ( مسعود سالور )