تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7818

مساهمون:

ص٧٨١٨

خيابانهاى تازه

سواى خيابانها كه ساخته شده دو خيابان مفصل عريض كه مشرق به مغرب از اميريه تا خيابان ماشين ، ديگرى از جلوى عمارت سابق وزارت جنگ ( گذر تقىخان ) تا خيابان گمرك جنوب و شمال ، مشغول كشيدن هستند كه متجاوز از چندين هزار خانه‌هاى كوچك خراب شده . اين مردم زلزله‌زده نمىدانند چه كنند . بدين علت براى سكنا محل كم است و اجارات به كلى بالا رفته است . تا امروز سى و دو روز است مبتلاى پا دردم . امسال مالاريا هم مزيد آن شده . در طهران ، قزوين ، همدان كار زياد دارم و قادر حركت نمىباشم . داستان خانه هم مزيد شده است . اگر براى مدرسهء آقاها نبود در عمارت تجريش مىماندم و از اين مرافعهء خانهء اجاره‌اى خلاص بودم . 6 مهر 1315 - ناچار مستشار [ الممالك ] به همدان رفت به حسابها برسد . هنوز داستان خانه و تكليف معلوم نيست . 19 مهر - به هزار زحمت حمام رفتم . پايم همانطور درد مىكند . نزد [ دكتر محمد خان ] علائى رفتم معاينه كرد دوا داد . گفت مالاريا نداريد . هوا خنك شده بارندگى نشد .

سفر شاه

اعليحضرت با والاحضرت به مسافرت آذربايجان ، از آنجا كردستان ، كرمانشاه ، همدان ، طهران تشريف‌فرما شده‌اند [ و ] بعد از توقف مختصر طهران به سمت خراسان ، گرگان ، صحراى تركمان ، مازندران ، گيلان .

درد پا

20 مهرماه 1315 - از اواخر آبان 1314 كه از همدان آمدم تا امروز 20 مهر 1315 جز چهار ماه و چيزى بالا كه قبل از رفتن ييلاق تجريش و اقامت آنجا بود مبتلاى درد پا و ممنوع از حركت بودم . همه‌ساله از همدان اين سوغات را مىآوردم . امسال آنجا هم ممكن نشد اين سوغات را ببرم ، تا محمد على بيك لله و على اكبر پسرش محصول را چه كنند . داستان خانه از هفت‌خان رستم مشكل‌تر شده . مبلغى هم تملق گفتيم ، سه تومان هم اضافه كرايه‌خانه تجديد شد . شب جمعه 31 مهرماه است ( ششم شعبان 1315 ) - در بستر افتاده‌ام . زينب و آقاها خانهء مادر تاجلى مهمان شام هستند . عباس غالب شبهاى جمعه با مسعود ، بىمسعود
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7818 | قهرمان ميرزا عين السلطنه