تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7793

مساهمون:

ص٧٧٩٣
كرده‌ايم ، نظيف و تميز كرده‌ايم و مبلغها خرج شده است . حالا مىگويند قيمت فعلى مأخذ است . خدمت آقاى شيروانى ( كه آدم خوبى است ) رئيس ثبت شمرانات رفتيم . گفت حق با شماست . من هم روزى كه تحديد حدود آنجا بود به دعوت شما حاضر [ بودم ] و ناهار صرف كردم . اما چه كنم حكم اين‌طور شده است . من رعايت شما را تا درجهء امكان منظور مىدارم . آقاى مقوم اهل سمنان [ است ] هيچ اطلاعى از قيمت باغ و اراضى اينجا ندارد . سى و هفت هزار تومان سهم مرا قيمت گذاشته ، از چهل علاوه مال افخم الدوله را ، دو سهم ديگر را ذخيره و براى روز مبادا فعلا قيمت نكرده است .

نعل كردن خر كريم

سابقا در جرايد فحاش لغو ما دو صفحه از يك سيّاحى ، از حركات جهانشاه خان [ افشار ] يا قوام « 1 » يا فلان وزير [ بد ] مىنوشتند . در آخر آن مدير جريده مىنوشت ما عقايد خود را در آتيه درج مىكنيم . پيشكار آقا يا واسطه‌هاى خود آن اشخاص اگر خر كريم را نعل مىكردند عقايد مسكوت و عقيم مىماند براى ماه ديگر كه باز تجديد مىشد و مبلغ ديگرى حق السكوت دريافت [ مىشد ] . اين دور تسلسل باقى بود تا يكى از آنها به جهنم و اصل شود . به حمد اللّه امروز به كلى اين وضعيت زشت ناگوار به واسطهء سياست اعليحضرت از بين رفته و مقام هركس محفوظ است . آقاى مقوم هم شايد از آنها بود يا شاگردى آنها را نموده . ما دو [ نفر ] را جلو انداخته دوتاى ديگر را براى عقايد بعد . كشتكار را فرستادم آمد . شب رفت مشار اليه را ملاقات كرد . مختصرا پنجاه تومان در عالم ندارى تهيه كرده به توسط كشتكار داديم . فردا آمد و دو سهم ديگر را هم قيمت كرد . اين مرحله كه طى شد رفتيم نزد شيروانى و فرهادى ( پسر مشير اكرم نوهء معتمد الدوله فرهاد ميرزاى مرحوم ) كه به وعدهء خود وفا كنيد . آنها هم با ما همراهى كرده سهم مرا در بيست هزار تومان و سهم سايرين را هم يك مبلغى بيشتر ختم نمودند . دوسيهء من بسته شد . ليكن سايرين چون مقدارى فروخته‌اند و آن اشخاص عمارت ساخته‌اند و بايد تقويم عمارات آنها بشود ماند براى بعد .
هامش
( 1 ) - منظور ظاهرا قوام الملك شيرازى است ( ا . ا . ) .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7793 | قهرمان ميرزا عين السلطنه