جنم ايرانى
اين اقتدار امروز اعليحضرت پهلوى است كه دارد همهء مشكلات را آسان مىكند و موهومات را از بين مىبرد . غالب اين كارها باعث دخل شده بود و يك جمع مردم مفتخور دور آن اجتماع كرده مردم را فريب مىدادند . به حمد اللّه امنيت هم موجود است . ايرانى تا علم و هنر و تربيت ندارد بايد يك نفر او را اداره كند . سرشت ايرانى همين است و تا بوده چنين بوده . چطور كه چند سال جلوى آنها را ول كردند چه به روز همديگر آوردند ، همانها حالا هم در قيد حياتند ليكن جرأت فضولى را ندارند و همجنسان آنها راحت مىباشند . يك نفر روزنامهنويس ، يك نفر واعظ ، يك نفر خياط ، يك نفر آخوند چها به روز مردم آوردند . اگر اين اعليحضرت روى كار نيامده بود مملكت ما هم روسيه شده بود ، يك درجه هم بدتر . انشاء اللّه آن نواقصى كه هست رفع مىشود و مردم به كلى آسوده خواهند شد .
بدى محصول
پنجم مرداد - هر سالى اين دهات يك بلائى دارد كه رعيت به آن متمسك مىشود .
امسال مىگويند سال قبل كم كاشتيم ، و الا محصول ما دو برابر بود . جو را برداشتيم يكصد و بيست خروار اربابى شد . از گندم همهكس تعريف مىكند . تا درو شود چه از ميانه درآيد . به واسطهء عدم بارندگى ، ديم هيچ نيامده و چهار قسمت محصول همدان ديم است . آبى هم چندان خوب نيست . به اين جهت قيمت بالا خواهد رفت . علف هيچ نبود ، حشم خيلى مرد و خيلى هم مىميرد . روغن نيست . من چند گاو دارم اينها سه برابر قيمت خود را زمستان گذشته خوردند . حالا كه دوتاى آنها زائيده به قدر نيممن شير نمىدهد و قصد دارم بفروشم ، زيرا امسال به مراتب سختتر از سال گذشته است . هوا به شدت گرم است . باد گرم و گرد و خاك زياد است . تا ناخوش نشدهايم بايد فرار كرد .
براى آنكه محل موقت ما خوب نيست . عمارت خوب نداريم . قلعه آب ندارد . ملكآرا هم خيلى بداخلاقى مىكند كه نوشتن ندارد .
به سوى تهران
10 مرداد 1312 - ديروز على اكبر را شهر فرستادم در يك اتومبيل سوارى براى سه نفر جا بگيرد . عصر آمد با بليط اتو نفرى پنج تومان . ما به آرامشگاه رفتيم . در اين بين اميرنظام و ابراهيم خان پسر مرحوم امير تومان آمدند كه شهر مىرفتند . پياده شده چاى و