تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7785

مساهمون:

ص٧٧٨٥
شمال به جنوب و غرب بيشتر مىرفت تا از جنوب به شمال ، اينك از سمت شمال . هيچ نديدم بنزين و نفط برود .

تجارت با دولت شوروى

دولت [ شوروى ] كه فعلا چهارده سال است مشغول چپاول ، تخريب و آدم‌كشى و مولد قحط و غلا از هر جهت و هر بابت در مملكت خود شده و روزى نيست كه هزاران بندگان خدا از ظلم و ستم و غارت و ناخوشى و ساير چيزها تلف نشوند ، تجارت خود را با مملكت ما بطور غريبى در اين مدت عمل كردند ، تجار ما را به نويد و وعده‌هاى خوب فريب دادند . هرچه به آنجا بردند چون خريدار منحصر به دولت بود بدوا نخريد ، تا آن مال به واسطهء طول زمان مورث ضرر كلى تاجر شده به يك قيمت نازلى سپس خريدند و به يك قيمت گزافى آنچه خواستند دادند . تجار ما پىدرپى ورشكست شدند . بالاخره دو سال است كه تجار ما عموما به دولت شاكى شده چون صرفهء ما به صادرات مال التجاره و خشكبار ما ، خيلى امتعهء ديگر ما ، باب روسيه بود دولت كوشش زياد كرد كه بلكه در رژيم خود نسبت به مملكت ايران كه ما محتاج به آنها و آنها محتاج به صدور مال التجارهء خود به ايران هستند تغييراتى و تعويضاتى داده شود ، ممكن نشد . اين است كه ايران ظاهرا مناسبات و روابط تجارتى و پولتيك خود را مقطوع نكرده لكن عملا روابط تجارتى مقطوع است . خصوصا بعد از تجديد امتياز نفط جنوب بازار نفط و بنزين روسها هم دارد به كلى مقطوع مىشود .

بولشويكى روسيه

بولشويكى و اين هرج‌ومرج را كه در روسيه حكم‌فرماست هيچ دولتى تاكنون به رسميت نشناخته مگر چند دولت ضعيف از قبيل تركيه و افغانستان و غيره . اما اين فجايعى كه كميسرهاى روسيه در آن مملكت مجرا مىدارند و مظالمى كه مرتكب مىشوند هيچ تاريخى نشان نداده . البته كتابها در اين باب از خود روسها و ملتهاى ديگر نوشته شده [ است ] كه قارئين اين جزوه مايل باشند [ بايد ] به آنها رجوع كنند . من اطلاعاتم كامل نيست . فقط از مسافرى كه جديدا وارد شده بود ( غلامحسين ميرزا پسر عميد الدوله ) كه به يكى از روسها كه فرارا به استراباد آمده بود عيالش نوشته بود يكى از دخترهاى شما مرد ، ما او را خورديم . ديگرى در شرف موت است اگر خوب نشود او را