زن على اكبر
براى على اكبر زنى از كشمرز آورده [ اند ] . هرقدر ما گفتيم زود است حالا موقع زن على اكبر نيست گفت آرزو دارم و چون على اكبر مادر ندارد من بايد زن او را تربيت كنم .
عروس را چنان مخفى نگاه مىدارد كه ما رنگ او را سهل است ، قد و قوارهء او را هم نديدهايم . در حالى كه دهاتيهاى ما حجاب ندارند و در ميان كوچههاى كشمرز سربرهنه هم راه مىرفته .
درخت تبريزى
جويبار و صحرا رفتم . وسط زراعت گندم چادرى زدهاند كه دشتبانها منزل كنند . شب هم جمعى كشيكچى مىرود . جويبار درختكارى جديد شده . دو باغ انگور احداث نمودهاند . مقدارى درخت تبريزى كه اينجاها وجود ندارد از شهر آورده در محل مخصوص كاشتهاند و خيلى خوب شده . بستان هندوانه ، خربوزهء خوبى تهيه شده .
سبزىجات هم خيلى كاشتهاند . بعلاوه بوستان خوبى هم در اراضى پشت قلعه كشت شده . غالب رعايا هم بستان كاشتهاند . چون پارسال آب كم بود و بستان نداشتند امسال تلافى كردهاند . هندوانهء همدان خصوصا مال بهار خيلى خيلى عالى مىشود . امسال لله انواع تخم هندوانه و خربوزه از طهران ، از قزوين ، از جاهاى ديگر تهيه [ كرده ] و كاشته است . خدا اشتها و قوهء تحليل آن را بدهد .
مهمانى در كبودرآهنگ
صبح 25 - بنا بود مارهموار براى برداشتن خرمن حاج افخم الدوله بروم . از طرف امير نظام اتومبيل آورده بودند كاغذى نوشته بود ناهار آنجا بروم . به اتفاق ملكآرا و بهمن ميرزا و ميرزا باقر سوار شده رفتيم . از آرامشگاه تا آنجا چهار فرسنگ است . متجاوز از يك فرسنگ از جادهء شوسه فاصله دارد . محصول دهات مجاور كبودراهنگ خوب نبود .
ناهار آلافرنگ
وارد عمارت اميرنظام شديم . حياط و حوض آب و گلكارى خوبى داشت . در اطاق مبلهء فوقانى عمارت از ما پذيرائى كرد . آقاى صارم السلطنه شوهر خواهرش و دو سه نفر از خوانين بودند . تا موقع ناهار صحبتهاى ما تماما راجع به ده و ملك و گندم و جو صيفى و شتوى بود . ناهار بسيار خوبى خيلى « آلافرنگى » سر ميز به ما دادند كه ملكآرا و بهمن