ميرزا از اين ترتيب غذا كه يكىيكى مىآوردند ( پرس ) خوششان نيامده بود و مضمون مىگفتند . شايد به واسطهء آنكه گرسنه برخاسته بودند مطبوعشان واقع نشده بود . بعد از ناهار قهوه صرف شد .
اميرنظام قرهگزلو
اميرنظام به جاى قند ، نبات استعمال مىكنند و قدغن كرده در كبودراهنگ هم قهوهخانه نباشد و قند نفروشند تا انشاء اللّه كارخانههاى قندسازى ما دائر شود كه آن هم از دولت سر كرمهاى سبز جديد الورود در اين مملكت چغندرها از بين رفته است . اما اين آقاى محترم كه براى صرفهء مملكت قند نمىخورد سواى دهات ارثى او كه باقى است تمام مايملك منقول پدرش را در اروپا خرج كرده است حاليه هم مرخصى گرفته كه مجددا براى معالجه به اروپا برود .
ما خوابمان نبرد و بعد از صرف چاى به گردش باغ رفتيم . باغ بسيار قشنگى [ است ] و آب مخصوص و حوض بسيار بزرگى و چمنكارى بسيار خوبى داشت .
قالى كبودرآهنگ
كبودراهنگ قصبچهء بزرگى است كه مركز اين دهات واقع شده . بازار ، دكان ، همهچيز دارد . حاجيهاى معتبر دارد كه تجارت قالى مىكنند و قالى كبودراهنگ بسيار ممتاز مىشود . سنوات سابق كه قالى رواج داشت روزى سى چهل هزار تومان در كبودراهنگ معاملات قالى مىشد كه امروزه از آن رونق افتاده است .
سرگذشت اميرنظام و تمول او
حسينقلى خان قراگوزلو اميرنظام حاليه پسر ارشد مرحوم عبد اللّه خان سردار اكرم و بعد اميرنظام ، پسر اعتماد السلطنه حاجيلو در لندن درس خوانده ، سنش از چهل و پنج متجاوز است . بلندبالا ، فربه و خوشسيماست . با چهار سال قبل كه او را در همدان ديده بودم خيلى تفاوت كرده و خيلى پيرتر شده . مرحوم حاجى اميرنظام چندان مكنتى از پدر نداشت . لكن به واسطهء لياقت و جديت و هنرمندى كه داشت هنگام موت يكى از متمولين ما محسوب مىگرديد كه داراى همهچيز بود . گفتند هنگام موت يكصد و بيست پارچه ده و دهكده و قراء در همدان و عراق و خمسه از خود باقى گذاشت ، با دوازده هزار خروار غله كه خروارى پنجاه تومان قيمت داشت و شصت هزار ليره [ مىشد ] . آنچه من خبر دارم در بانكها و تجارتخانههاى زردشتيها مبلغ گزافى به وديعه گذاشته بود و