محسوب مىشود و دو سال بود به واسطهء كبرسن از خانهء ما به خانهء دامادش رفته و به واسطهء مذمتهاى ما به كوريجان آمده و نزد پسرش كربلائى محمد على ( لله ) كه چهار سال است نايب كوريجان مىباشد اقامت نموده و به حمد اللّه خوش است ) از ما پذيرائى كرد . شب را در پشتبام استراحت كرديم .
پوست گرگ هشت تومان
سهشنبه هفتم تيرماه - صبحانهء قشنگى نهنه به ما داد . گاوهاى بابا جان زائيدهاند . اما چون امسال با همهء برفى كه در زمستان گذشته آمده قحطى علف است شير وافرى ندارند . على اكبر پس از آنكه بالاخانهء بابا جان را فرش كرد پرده انداخت ، لوازمات آن را يكىيكى به جاى خود گذاشت ( چون بابا جان همهجور اسباب و لوازم در اينجا تهيه و فراهم نموده است كه هروقت تشريف مىآورد محتاج به آوردن مخلفه از طهران نشوند ) . بعد من با على اكبر و بهمن تفنگ بابا جان را برداشته بيرون ده به شكار رفتيم .
على اكبر در اين چهار سال كه كوريجان مانده شكارچى قابلى شده ، چنانچه در زمستان گذشته يك گرگ كه به او حمله آورده بود با دو تير گلوله از پا درآورد و هشت تومان پوست او را فروخت و قريب ده دوازده آهو و شكار كوهى شكار كرده بود . زمستان گذشته به واسطهء برف زياد كه متعجبانه از ذوب آن آب زمين كمتر شده است كليهء اين حيوانات دو ثلث تلف شدند . على اكبر يك كبوتر و يك قمرى و يك باقرقره شكار كرد .
نهنه براى ناهار ما كباب كرد . عصر هم به جويبار رفتيم . شش باقرقره شكار كرديم . شب شام خوبى صرف كرده و مجددا به پشتبام خوابيديم .
مشغوليات دامى
جمعه 10 تيرماه 1311 - اين دو سه روزه كه بابا جان در شهر تشريف داشتند من و عباس داشى مشغوليات زيادى داشتيم . اولا از ماه مهرماه 1310 كه از كوريجان به طهران رفتم تا اين روزها كبوترها و تازيها و گوسالهها و ماديان و كرههاى آنها را نديده بودم .
هروقت كه بيكار شدم مشغول سركشى آنها شده بچه تازيهاى ما بزرگ شده [ بودند ] .
يكى اسمش طاووس است ، ديگر ژاك ، هردو نر ، درشت ، خصوصا طاووس . در زمستان گذشته هم خيلى شكار گرفتهاند . گمان مىكنم كه خيلى در گرفتن شكار خرگوش ماهر شده باشند . مادر آنها كه مشكى بود سرقت شده است . تولهء استاپ كه چهار سال است اينجاست كمى افتاده شده ، آنطور كه سابقا دوندگى مىكرد نمىكند . كبوترها بيست و هفت عدد شده [ اند ] . باز هم بچه دارند و يك عدد كبوتر چاى هم داخل آنها شده و بچه