ربيع الاول ( 2 مرداد 1311 ) ورود طهران من مريض هستند . كبد ورم دارد . اطباء معتبر ما در معالجه خبط كردند . دواهاى ضد آن دادند تا مرض شديد شد . چندى است تشخيص دادهاند و مداوا مىكنند ليكن خوب نشدهاند . حركت نمىتوانند بكنند . شبها نمىخوابند .
غذا خيلى كم مىخورند . خواب شب و اشتها بهتر شده ليكن عدم حركت باقى است .
خداوند خودش شفا بدهد . مراجعت به باغ [ شد ] . زينب و مسعود و ملكه آمده بودند تا پاسى از شب رفته به صحبت مسافرت گذشت .
آب رود كوريجان
سود سفر اولا سلامتى است ، ثانى عمل آب رود كوريجان با مالكين مهاجران به خوشى گذشت . قرار شد اين مسافتى [ را ] كه به ما تعدى كرده و بالا رفته [ اند ] و سيصد ذرع است نصف كنند ، در يكصد و پنجاه ذرعى علايم گذاشته و نصب شود كه از آن به بالاتر نروند . نوشتهء آن بين ما ردوبدل شد . نسخهاى هم به ثبت اسناد داديم و اداره مقرر داشت كه آقاى يكتا مهندس اداره ، نقشهء آنجا را هم برداشته در دوسيهء هر دو جا مضبوط دارند و خود اين كار يك امر مهمى بود كه با همراهى شاهزاده ركن الدوله حكمران ( نوهء مرحوم محمد تقى ميرزا ركن الدوله عموى من ) و آقاى سعيد الممالك و آقاى عظيما كفيل ادارهء ثبت به خوبى و صرفه گذشت .
باغ بهمنيه
امسال باغ محمود را من به يك انگليسى از اعضاى ادارهء نفت جنوب اجاره دادهام و خودم باغ غلامرضا ( بهمنيه ) منزل دارم . اين باغ مخروبه بود . يك اطاق ، يك حوض و يك جاى چادر ( پوش ) در نزديك درب باغ تهيه شد و در بالاى باغ هم يك اطاق يك مطبخ و حوض [ و ] چند جاى چادر ساخته شده . براى اقامت ما بهتر از باغ محمود است .
زيرا سايهء اين باغ زيادتر است و در شمران سايه و آب مطلوبتر مىباشد تا عمارت عالى . گلكارى قشنگى در هر دو باغ شده . زينب عشقى به باغ و سبزىكارى و بستانكارى دارد كه همه را خودش به توسط عيسى باغبان در اين باغ تهيه كرده كه اسباب مشغوليات عمدهء خودش و من شده است .
بىپولى
به واسطهء عدم تنخواه ( كه هرچه فعلا گيرمان مىآيد صرف عدليه و ثبت اسناد و اعتراضات به آن مىشود ) زمين و باغات تجريش ما بىمصرف افتاده . اگر پولى برسد