تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7741

مساهمون:

ص٧٧٤١
هم توت باشد . بابا جان امشب با شاهزاده ملك‌آرا از شهر آمد . خيلى از ورود آنها خوشحال شديم . براى ما ميوجات آورده بودند . شام خوبى در اطاق تحتانى روى ميز به سلامتى بابا جان و داشى جان و شاهزاده ملك‌آرا صرف شد « 1 » . بهمن سالور قاجار * * *

توضيح عين السلطنه

اين روزنامه را كه بنا بود به ديكتهء من و [ از ] مشهودات خودشان بنويسند اين سه جوانمرد بالاخره تمام نكردند . آنچه را هم محمد حسين ميرزا ملك‌آرا نوشته مملو اغلاط است . من به اميد آنها بودم . اگر مىدانستم نه خودشان مىنويسند نه حاضر براى ديكتهء من مىشوند خودم اين زحمت را متحمل مىشدم .

رئوس مطالب

جنگ با بيرانوند - قتل عام 16000 گاو ، گوسفند - حمل به همدان - قلعه كهنه - فروش مواشى دانه‌اى سى قران - پنجاه هزار - غارت حشم - كردهاى ماكو به قزوين - بيرانه‌وند به بجنورد همه تلف ، محلهاى آنها خراب ، ويرانى زياد بود حالا زيادتر مىشود .

مراجعت به طهران

اول مرداد 1311 مطابق 18 ربيع الاولى 1351 - از كوريجان با يك اتومبيل فرد سوارى حركت كرديم . شب قزوين خانهء اسعد الحكما وارد شديم . بعد از صرف چاى قدرى گردش رفتيم . باصفا بود و باغ شاهپور جمعيت داشت .

بيمارى عماد السلطنه

ساعت ده صبح سيم حركت ، دو ساعت به غروب با معطليهاى كرج و صرف ناهار وارد طهران شديم . شوفر را با دادن پانزده هزار راضى كرديم كه ما را يك‌سر تجريش ببرد . بين راه خاموش شد . مدتى طول كشيد تا به راه افتاد . مقارن مغرب وارد باغ شدم . همه گردش رفته بودند . فورى به زيارت آقاى عماد السلطنه كه از ماه شعبان گذشته تا 19
هامش
( 1 ) - پايان يادداشت به خط عباس ميرزا و پس از آن به خط آقاى بهمن ميرزاست . ( مسعود سالور )