هميشه با وزير دربار در منازعه . آن ارمنى يا گرجى خانهء عليحده دارد و محل پذيرائى سفرا ، اروپائيها ، عيش ، مهمانى در آن خانه است . كمكم دختر « 1 » شاهزاده خانم را به آن زن نزديك كرد . اين دخترش هم به لباس و عادات او تربيت شده و مادرش خيلى از اين بابت كوك است .
عادات اروپائى - حجاب
وزير دربار خيلى عادات اروپائى را مىخواهد در اينجا رواج بدهد . در غالب آن موفق شده مثل رفتن زنها به سينما و گردشگاهها ، كافهها و غيره و غيره ، جز برداشتن چادر .
زيرا شخص اعليحضرت مخالف اين است كه زنها بىچادر بيرون بروند و اگر مخالفت او نبود امروز شش سال بود كه خانمها بىچادر بودند . عموما موفق نشده لكن تا درجهاى اين نيت او عملى شده است ( مصداق حجاب در طهران و شهرهاى ديگر فقط چادر سياه است و الّا صورت ، دست ، سينه ، گردن ، همه گشاده است . پيچه را هم براى آن مىزنند كه در سايهء آن صورتشان قشنگ شود ) . چطور هر زن كه بخواهد بىچادر برود بايد شوهرش يا كفيلش اظهاريهء او را در نظميه تصديق كند .
زنها
در كلب ايران شبهاى جشن وزير دربار مىگويد خانمهائى كه ضدحجابند بمانند سايرين بروند . در بالماسكهها آنها كه با چادر بروند مبلغى اضافه پول بايد بدهند . اخيرا هم در تياترها زنهاى ايرانى مسلم را به رقص و تقليد داخل مىكنند . غالب هم قمر الملوك وزيرى و ملوك خانم [ ضرابى ] كه آوازهخوان معروف عهد هستند در صحنهء تياتر نمايش مىدهند . از همهء آنها گذشته چون لباسهاى خانمها به كلى اروپائى شده شبها در خيابان يا قلهك يا كافههاى بزرگ وقتى داخل شوند تميز با اروپائيها و ارامنه داده نمىشود . خود خانمها هم چندان عشق به برداشتن چادر ندارند زيرا با يك پيراهن چند ماه مىتوانند در زير چادر نمايش بدهند كه اگر چادر سياه نباشد متصل بايد عوض كنند و براى آنكه فقيرند صرفه ندارد . چادر حكم عباى سابق ما را دارد .
هامش
( 1 ) - مقصود ايراندخت تيمورتاش است ( ا . ا . ) .