تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6707

مساهمون:

ص٦٧٠٧
ايالت انتظار داشتم بدون اظهار من ، مرا به آن كارى كه شايسته و باطنا مأمور هستم معين نمايند . ولى در نتيجهء تلقينات و يادآوريهاى غيرمستقيم ، معلوم شد مخبر السلطنه اهميت به خارج شدن مير حسين خان داده و ابدا ميل ندارند من تشكيلات ژاندارمرى را در تبريز بدهم و از طرف ديگر مىدانستند كه اگر ژاندارمرى در تبريز رسميت پيدا كرده و با طهران مربوط شود به طورى كه لازم است مطيع صرف اوامر ايشان نشده در مواقع اجبار اظهار رأى و خوددارى از اطاعت مطلقه خواهد كرد . ولى اين‌جانب تدابيرى به خرج داده و معظم له موقعى ملتفت شدند كه من فرماندهى ژاندارمرى را گرفته و يك اعلاميهء رسمى منتشر نموده مير حسين خان را هم مطيع ارادهء خود كرده‌ام ، و احكامات مركزى و وزارتى هم صادر شده است . ولى كارى كه كردند نگذاردند بودجهء رژيمان مثل ساير ولايات جزء بودجهء مركز بشود . و طهران هم با توضيحات اين‌جانب عدم‌تأديهء ماهى هفده هيجده هزار تومان را غنيمت شمرده ، چون مخبر السلطنه گفته بودند من با عايدات آذربايجان خودش را اداره مىكنم و من اشتباه اين امر را مكرر به خودشان خاطرنشان نموده بودم . خلاصه شروع به تشكيلات نموده يك عده صاحب‌منصب معلم از طهران تقاضا كردم . ولى تا شش ماه اين تقاضا صورت خارجى پيدا نكرد . درصورتىكه همان اوقات اسمعيل آقا شروع به طغيان و سركشى نموده اروميه را تصرف وعدهء ژاندارم آنجا را مجبور به عقب‌نشينى كرده بود . مخبر السلطنه با هزاران تشدد ماهيانه نصف بودجهء رژيمان را رسانيده و هرحاكمى را كه منصوب مىنمودند فورا يك عده ژاندارم تقاضا مىكردند كه به همراهى مشار اليه اعزام گردد . خلاصه پس از استيلاى اروميه كه در برج جدى گذشته بود من شخصا مأمور شرفخانه و فرونت طسوج را براى جلوگيرى از تجاوزات اسمعيل آقا تشكيل داده ، در اين موقع سيصد نفر قزاق هم به رياست ظفر الدوله كه محل اطمينان و توجه كامل مخبر السلطنه بود به طسوج آمدند . اسمعيل آقا به‌طرف سلدوز و ساوجبلاغ كه يك شهر مسلح كردى است متوجه شد . ايالت براى سد تحريكات متمردين اكراد و اهميت سياسى و جغرافيائى ، ساوجبلاغ را در نظر گرفته اعزام يك عده ژاندارم را تصميم كردند . درصورتىكه سيد طه از طرف اسمعيل آقا يك عده را به جلگهء سلدوز كه در جنوب درياچهء اروميه واقع است و ساكنين آنجا « قره‌پاپاق » ناميده مىشوند و از قفقاز مهاجرت كرده از طرف دولت از هرگونه عوارض مالياتى معاف و فقط وظيفهء آنها قطع و منع اتصال عشاير شمال‌غربى اكراد با ساوجبلاغ و كليهء كردستان بوده است و هميشه يك عده سوار كافى براى خدمات دولت مهيا داشته . ولى اواخر به واسطهء غفلت خودشان و انقلابات اخيره به كلى بنيچهء سوار از