انگليسها از امريكا گرفته تا بينالنهرين و هندوستان جرايد را وادار نمودهاند كه از سردار سپه خوب و از شاه بد بنويسند . اول عكس شاه با آن زن از امريكا آمد . هرمدير جريده را سيصدتومان مىدهند و اغلب را هم وكيل كردهاند ، مثل رهنما ، سركشيكزاده عرب ، مدير ميهن ، دشتى مدير شفق سرخ . و آنچه باز مىگويند خيال انگليس تجزيهء مملكت ايران است مثل شبه جزيرهء عربستان . اول به شاه پرداخته پس از دفع او شروع به سردار سپه خواهند كرد . پاى او كه در رفت مقصود به عمل آمده است . معروف ميان مردمان بصير و آگاه اينهاست كه نوشتيم . تا از پس پرده غيب چه درآيد . ممكن است بعضى انجام بگيرد و برخى نگيرد .
اما براى چه جرايد اين قسم مىنويسند . آنچه راجع به كلاهفرنگى و رقاصبازى و داد اسلام است گوش علما را پر كنند . آنچه ظلموستم و افتراها است براى همراه شدن اهل بازار است كه متنفر شوند و كمك كنند . هنوز هم از علما و بازار صدائى بلند نشده ، علما غفلت دارند . بازار شب عيد است و كسب از دست مىرود . هنوز هم ميتينگ ندادهاند . قربانزاده ، پهلوانزاده در ميدان توپخانه نطق نكردهاند .
دشتى عامل سردار سپه
17 رجب - « شفق سرخ » ( مديرش شيخ على اهل دشتستان معمم ، نويسندهء ماهرى است . عامل قوى سردار سپه ، درست نمىشناسم . معروف نبوده است ) چون حالا مىخواهند سردار سپه به ميدان بيايد امروز در شمارهء سال دوم نمرهء 92 شروع به اين نغمه نموده است مثل آنكه اول از جريدهء عثمانى شروع به نغمهء جمهوريت كرد .
نامه از اصفهان
از اصفهان - انعكاس جمهوريت . آقاى دشتى ، اين صلاى جمهوريتى كه از صفحات « شفق سرخ » در فضاى ما منعكس شد مانند نفخهء صور مردم را از اين خواب مرگ مانندى كه يك قرن و نيم بر آنها مستولى شده بود بيدار كرد . چشمهاى خوابآلودهء آنها باز شد . انظار متوجه فجايع و مظالم طولانى قاجاريه گشت . چيزهاى فراموششدهء قاجاريه به ياد آمد . عدم لياقت و قابليت سلالههاى چنگيز و هلاكو واضح شد . مردم فهميدند سيلاب نكبت و بدبختى از كجا به مرزوبوم كيخسرو سرازير شده است . روزنهء اميد براى ايران باز شد . اصلاحطلبان فهميدند از كجا بايد شروع كرد . اوه چه خواب غفلت و چه بىهوشى طولانى ما را فراگرفته بود . شما تصور نكنيد مردم نمىدانند ( آنجا مىگويد خواب بوديم اينجا اظهار بيدارى مىكند ) . كى سفاكيهاى آقا محمد خان خواجه