تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6650

مساهمون:

ص٦٦٥٠

بىاعتنائى سردار سپه

سردار سپه ناخوش است . بيرون نمىآيد . وزير خدايار خان پذيرائى مىكند . تمارض كه معنى ندارد . بىاعتنائى بايد گفت . وليعهد نرفته ، مىگويند مىرود برود « 1 » ، اما اختيارات با همان نظاميها باشد .

ورود علماء به قم

شنبه 5 - شهر همه را روضه و تعزيه‌دارى است . منتهى امسال براى جلاى وطن آقايان شديدتر . آقايان وارد قم شدند . همه‌جا هيجان دارند تعطيل مىكنند ، تكليف مىخواهند . . . « 2 » وكيلهاى سابق باز وكيل مىشوند . مال طهران تمام نشد . شب شنبه تا صبح باريد . رعد ، برق ، كوه را برف زد . هميشه ميزان مىزد . هواى همه‌جا تغيير كرد .

حركت دادن نخل

شنبه 12 محرم ، 2 سنبله - يكشنبه ششم 27 اسد شمران رفتم با اتومبيل كرايه هشت قران . مدتى توپخانه توى گردوخاك معطل شدم . در تمام اين مملكت دو فرسنگ راه پايتخت آن ساخته نيست و نمىتوان با يك « كورس » معين و موقع معين حركت كرد . اگر اين راه ساخته بود چقدر آسايش و راحتى بود . افخم الملك هم از شهر طفره زده بود آنجا بود . عاشورا آنجا بودم . نخل را حركت دادند . دو محلهء تجريش يكى شده بودند و از غرايب بود . در عمرم . دفعهء دوم است كه محرم تابستان و تجريش بودم . حضرت و الا سيم است .

سردار سپه توى آفتاب

شب يازدهم افخم الدوله و شعاع الدين ميرزا آمدند گفتند چهار ساعت توى آفتاب سردار سپه روى تخت جلوى شمس العماره كه براى يزيد مىزنند نشست . عرقش را پاك نكرد ، كلاه برنداشت . همچو آدمى را مرد كار مىگويند . امروز جمعا مراجعت به شهر كرديم .
هامش
( 1 ) - مراد رفتن وليعهد به تبريز است . ( مسعود سالور ) ( 2 ) - نقطه‌چين در اصل است .