رسيده . گلوبند براى آن زن از جيب بيرون قاپيده نداد . حامله بود زائيد غلامرضا . بعد خانهء مجد الدوله پسر را هم فرستاد . دختر جلال الدوله مرحوم بهانه است . عمارت سعدآباد ، آب قنات آقا محمد جواد ، كريم آقا . چهل هزار تومان دارائى سردار سپه نيست ، ماهى مىتوانست دويست هزار ببرد . دهات مازندران ، سوادكوه ، دماوند عمارتها در بومهن . « 1 » گاريهاى وزارت جنگل حمل تير ، آخر تا دماوند . امير لشكرها عمارت ، پارك خدايار خان ، دو منشى نشسته تحرير و جواب تلگراف و كاغذ مىداد .
پارك مىسازد و عمارت خود را ساخته ، من مىتوانم توسط كنم اما « موچ » بكشم سردار سپه روى بازويم بنشيند .
حرف آخر پدر
حضرت و الا مرغ يك پا دارد ، صد تومان است آن هم امسال . سيصد و پنجاه طلب حاجى آقا مىشود . پول نداشتى چرا عتبات رفتى . دو سه خروار گندم هم مىدهم . اين مال مال خود من است . برو كار بگير . فخر الملك بگيرد . . .
امان از عدليه
سردار سپه جواب نداد . عمل خانه نمىگذرد . يك مادهء قانون آخر مجلس نافع است كه شخص ثالث يا كسى به غير حق ملك ديگرى را تصرف كرده باشد و ثابت شود هشتاد تازيانه ، يك سال حبس و خسارت بدهد . يك قانون ديگرى كه جزاى مطابق شرع نوشته و اگر اعضاء دوازدهنفرى تصويب كردند اجرا شود . امان از عدليه . باغ يوسفيه ، آب آن . معين السادات سيف الملك منافق . آب شهاب الملك ، مجراى قديم كهنهء آن ، مانع كار شده يعنى از آنجا كه آنها تهيه راه مىكنند اين مجرا مىگذرد عايق عمده شده .
دوك دو يورك عروسى كرد . ليدى اليزابت دختر ارل . تعارفات هدايا . وليعهد زن نگرفته اسپرت من است ، متصل زمين مىخورد مثل سردار اكرم . در پلور زمين خورده معيوب شده . عباس الموت بالله ، استخاره عدماجازهء حضرت و الا . ديشب مىگفت اين زيارت نيست اجازه لازم باشد . من بايد سفر كنم كه عادت كنم . وقتى فرنگ رفتم ززهززه نگويم . نمرهء 20 شده مسعود نمرهء 19 ، عباس كلاس 3 ، مسعود 2 . خوب حافظه دارند .
همهء درسها حتى تمام سور كلام اللّه را حفظ . اگر اينطور پيش بروند به واسطهء ادراك الموتى آنهاست نه به واسطهء هوش پدرى . « بهبه فارسى حرف مىزند . على اكبر خان
هامش
( 1 ) - اصل : بومهند .