اينها چهچيز است ، بينداز دور ، بينداز دور . فورا آدم جوان مسافر برداشت و گفت آقا من خودم اينها را فردا همدان به شما مىرسانم . مسافر با كمال اندوه پذيرفت . آنوقت تعظيم مجددى به اكرم نظام كرد گفت هرچه بفرمائيد من حاضرم و اطاعت دارم . اجازهء داخل شدن به اتومبيل داده شد . بيچاره مثل آنكه نجس است خودش را جمع مىكرد كه به من نخورد و تا شهر همدان الى قزوين كه من بودم اين آدم نوكرى و خدمت اكرم نظام و مرا نمود ، حتى آفتابه هم براى اكرم نظام گذاشت .
اهميت نظامى در سفر
آدم خوب است هميشه با يكنفر نظامى مسافرت كند ، خصوصا در حدود و قلمرو احمد خان امير لشكر هم واقع باشد نوكر مفت دارد . باج و راهدارى نمىدهد ، همهكس احترام مىكند ، تملق مىگويد و به همراهان آن نظامى از هرحيث خوش مىگذرد .
هركس توى اتومبيل يا كالسكه باشد ولى خيلى محترم باشد ، خيلى صاحب مكنت باشد بين راه احدى او را بهجا نمىآورد ، به عكس اگر نظامى در آن نشسته باشد از دور فرياد مىزند « منممنم بزبز قندى » .
سه ساعت به ظهر مانده اتومبيل حركت كرد . در كنگاور خانم فخر الدوله ناهار افتاده بود . مرغ بريانى با نان و تخممرغ براى ما داد . از منزل هم ناهار آورده بوديم همراهان را دعوت كرديم . رئيس راه و صاحبمنصب پست آمدند . تهيهء چاى كردند . از همدان يك عده نظامى با دو عرابه توپ شنيدر بزرگ و چند عرابه كوهستانى به كرمانشاهان مىروند . گفتند امير لشكر خيال عربستان را دارد ، از راه پشتكوه . به نظر محال مىآيد تا چه روى دهد .
اتومبيل فخر الدوله
فخر الدوله اتومبيل را در دو هزار و سيصد و پنجاه روپيه خريد ، روپيه سه قران .
هفتصد و هشتاد و سه تومان مىشود . نفرى شصت و پنج تومان تا طهران از ما كرايه گرفتند مىشود دويست و شصت تومان . خانم شصت تومان خرج نموده باشد دويست تومان صرفهء او مىشود . در حقيقت پانصد و هشتاد تومان اتومبيل تمام شده است .
چنانچه گفتهاند هميشه صرفه با آدم پولدار است و سالى مبلغها آدم ضرر بىپولى را دارد . اين اتومبيلهاى فورد سال قبل چهار هزار روپى بود ، امسال به اين درجه ارزان شده است .