هنگام زمستان كه برف اينجاها را گرفته بود اتومبيل چند نفر مسافر ارمنى و اروپائى از اينجا مىگذرد جلوى آن را مىگيرند كه باج بده . هرقدر آنها مىگويند كه بابا زمستان است علف نيست ما اتومبيل سواريم ، علف نمىخورد . مىگويند باج را بايد داد و بالاخره مبلغى باج تعليف اتومبيل دريافت و مرخص مىكنند . اينها آمدند طهران و به همهجا متظلم شدند ، در جرايد درج كردند تا دولت موقوف كرد و معلوم شد هميشه از اتومبيلها حق التعليف گرفته مىشده است . با اينهمه پول كه گرفته مىشود راه خراب اندر خراب است و ما به زحمت مىآمديم .
خانم فخر الدوله
بالاخره شب شد و تاريك در ماهى دشت مانديم . حاكم آنجا هژيز السلطان ، يار غار اكرم نظام بود . ما را به بالاخانههاى كاروانسراى شاه عباسى كه مقر حكمرانى بود برد .
خانم فخر الدوله عقب بود . پستهاى نظامى مانع از حركتشان در شب شده بودند . به هزار زحمت خودى خلاص كرده ساعت يك و نيم رسيد . خانم را هم اندرون حكمران منزل داديم . عيال صدر الممالك كه با شاهزاده دارا و چندين نفر زن با كالسكه و دليجان مراجعت مىكردند حالش برهم خورده بود ، خانم او را هم همراه آورده بود كه دوتا حمال جوانى لازم داشت تا از پلههاى بالاخانه بالا بيايد .
راه امن است
دوشنبه 29 - اكرم نظام يك سال و چهار ماه در كرمانشاهان مشغول تشكيل ژاندارمرى و ترتيب پستهاى آن بوده همهء اينجاها را بلد است ، با همه آشنا . بيشتر آن ژاندارمها هم جزو نظام حاليه و در اين راه مىباشند . به اين واسطه كار ما نمىماند . نوكر و خدمتگزار بسيار داريم . پستهاى نظامى اين راه بسيار مرتب است و الحق نهايت امنيت در اين راه هست . بايد اين راه منظم هم باشد زيرا جادهاى است عمومى كه تمام زوار از اينجا مىگذرد و كسانى هستند كه هيچ آشنا به اين راه و به اين سرزمين نمىباشند ، حتى زبان اهالى را هم نمىدانند . پيرمرد ضعيف ، فقير ، غريب ، زنوبچه متصل از اينجاده عبور مىكند . هيچ طرف نسبت با جادههاى ديگر نيست كه فقط منحصر به خود اهالى و مجاورين آن است . دولت بايد خيلى متوجه اين راه بشود و الحق سردار سپه فعلا اهتمام خوبى دارد تا بعد چه شود .