اما ظاهرى مستر ميليسپو تلگرافى به خطير رئيس صندوق زده كه اضافه مواجب و مخارج قونسلگرى كه به تصويب وزرا چند ماه است داده شده قطع و از مواجب ماههاى آتيه كسر نمايد . اين تلگراف باعث استعفاى او شد و ساير اعضاء هم گرو نمودند .
بارهاى مهذب الدوله و سفارت امريكا نيامده . تلگرافى به احتشام حضور قونسل خانقين نمود . اتومبيل هم براى حلب ديده شد ، دانهاى سى ليره قطع گرديد . ناهار در قونسلگرى صرف شد ، مثل ناهار قونسل كربلا بود كمى آبرومندتر . سردار اشجع و برادرش سالار اشجع آمدهاند . شاهزاده وزير دربار هم تشريف آوردند .
سلمان پاك
پنجشنبه - امروز خطير و مرآت الدوله ما را به سلمان پاك دعوت نموده بودند .
عين الملوك هم با خانمهاى آنها برود . آمديم . مهذب الدوله قونسلگرى رفت عذر خواسته بودند كه راه را آب گرفته حكومت قدغن نموده است . اول باور كرديم ، بعد از چندنفرى در كوچه پرسيديم گفتند چنين چيزى نيست . از اتومبيلچيها پرسيديم ( اينجا ترمول ) مىگويند ، گفتند دروغ است . شوفر جوان عربى بيست روپى قرارداد بگيرد ما را ببرد و مراجعت دهد . با عين الملوك سوار شديم . بچهها نبودند و عيش عين الملوك بود و متصل خدا را شكر مىكرد . از شهر خارج شديم داخل اردوى انگليسها شديم كه به قدر يك فرسنگ امتداد آن بود . دور آن را خاكريز نموده و سيمخاردار كشيده ، در دو معبر هم قراول گذاشته بودند . عمارتهاى قشنگ ، چادرهاى خوب عمارتهاى موقتى و غيره و غيره بىحساب بود . بقدرى سيم تلفنوتلگراف كشيده بودند كه آدم حيرت مىكرد . در وسط هم خيابان عريضى براى اتومبيل بود . دو سمت آن نخل و نارنج كاشته بودند .
خيابان ديگر سمت چپ مالگارى و باركش . سمت راست مال ترامواى و پياده بود .
چندى بگذرد يك شهر قشنگ خوبى خواهد شد .
اما [ در ] راه ، آب ما نديديم ، خاك بقدرى بود كه تا وسط چرخ در آن فرومىرفت . به زحمت زياد اتومبيل مىرفت . بالاخره رسيديم جمعيت زياد ، گارى ، عربانه ، اتومبيل فراوان بود . دكاكين زياد و از همه بيشتر صداى ترقه بود كه خورد و بزرگ آتش مىزدند ( ترقههاى كاغذى فرنگى كه سابقا در ايران هم بسيار بود و حالا نيست ) . داخل صحن شديم ، چند درخت نخل بود . جمعيت زنومرد بسيار در حجرات و ايوانها مسكن نموده بودند . حضرت سلمان را زيارت نموده فاتحه به روح پاك مباركش خوانديم .
حضرت سلمان مقام ارجمندى در اسلام دارد ، طورى كه حضرت او را جزو اهل بيت خود مىداند . ايرانى هم هست و به اين جهت هم نزد ما احترام ديگرى دارد .