تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6557

مساهمون:

ص٦٥٥٧

همدان : بد متن و خوش حاشيه

من درست يادم نمىآيد ، يعنى آن وقتها حاكم و كسان نزديك او تقريبا محبوس بودند ، مگر در سوارى و شكار . و من بيرون همدان را بهتر در نظر دارم تا داخل آن را . همدان بد متن و خوش حاشيه است . هرچه شهر كثيف است بيرونش قشنگ . منزل آمديم . حاجى افخم الدوله يكصد تومان تلگرافا حوالهء حاجى عليرضا داده بود . ليره داد دانه‌اى سى و نه قران ، اگرچه پول طلا متجاوز از دوازده تومان قدغن است . اما محمولات مهذب الدوله باز و تفتيش نمىشود از همه‌جا حتى سفارت انگليس ، فرانسه ، ايطاليا هم توصيه‌نامه دارد ، چون از خاك همهء اينها بايد گذشت . شب مهدى خان امير تومان آنجا آمد تا بعد از شام بود . از قرار تقريرات اينها در اين صفحات حكم همان حكم امير لشكر غرب است سواى ماليه كه اتكاء به امريكائيها دارد . هيچ اداره‌اى قدرت مقاومت با اوامر او را ندارد .

خوبى راه

پنجشنبه 27 - باز دير حركت كرديم شوفر ما عبد اللّه خان جوان بانمكى است . انگليسى هم مىداند . گدوك اسدآباد مفصل و مرتفع بود . راه را خوب ساخته بودند . همه‌جا اتومبيل خوب مىرفت . جنگ بين‌المللى راه عتبات را براى ما سهل و آسان كرد . تا خانقين كه اتومبيل و درشكه ، كالسكه ، گارى خوب مىرود . از آنجا هم كه راه‌آهن است . اما چه صدماتى اهالى اين سامان در مدت جنگ كشيدند و چقدرها ايرانى و ايران متضرر و خراب شد . تصور مىكنم به اين چيزهاى جزئى ارزش نداشت .

هفت درويش و شيرين

از اسدآباد ، كنگاور ، صحنه گذشتيم . همه‌جا يك‌تومان نواقل گرفتند درحالىكه ابدا راه از شهر نمىگذرد و اتومبيل ما قدمى در شهر نگذاشت . ده تا تير كنار جاده كشيده‌اند هركس برود نواقل را گرفت . در بيستون پياده شديم به قول اهالى آنجا صورت هفت درويش و قبالهء شيرين را تماشا كرديم . ليكن صورت هفت درويش در بلندى واقع است . دير بود و سخت بالاتر رفتيم . غروب نشده بود از پل قره‌سو گذشته وارد شهر كرمانشاهان شديم . در اين خيابان وزير آن‌كه سبزه‌زار خوبى بود جمعيت زن‌ومرد شهرى به تفرج آمده بودند . چندين قهوه‌خانه هم داير بود . مختصر ما هرچه كرديم يك خانه پيدا كنيم ممكن نشد . عين الملوك هم از بس‌كه شب قبل در همدان عز الدين و