فرانسه و انگليسىدانى عز الدوله
صحبت از يغماى مال من شد . فخر الملك اغراق مىگفت ، من ناچار شدم اصلاح كنم . والاحضرت يك اسب سوارى به حضرت و الا وعده دادند . خيلى تعجب مىكردند كه حضرت و الا در جوانى فرانسه و انگليسى خواندهاند كه آن وقتها هيچ معمول نبود .
حضرت و الا عرض كردند معمول نبود اما من مايل شدم و معلم پيدا كردم ، يكى از معلمهاى من مزين الدوله نقاش باشى است كه كاملا مىشناسيد ، معلم شما بوده .
راه شمران
والاحضرت تشريف برد و من هم شهر آمدم . راه شمران كه ساخته و آبپاشى مىشود ديگر آن زحمت و صعوبت سابقه را ندارد . ما وقتى كه به شمران مىرفتيم و مراجعت مىكرديم حتما مىبايست يا حمام برويم يا ميان آب سرد حوض ، تا رفع آن همه گرد و خاك بشود . نزديك شهر و شمران ديگر رنگ لباس و كلاه از شدت خاك معلوم نبود . هرقدر به روح مرنارد بلژيكى درود فرستاده شود كم است .
1341 عزادارى محرم
جمعه هشتم محرم - تعزيهدارى همهجا هست . دستهجات سينه زن با طرز خوشى خالى از ريا حركت مىكنند . همه يك قباى مشكى كه سينهء آن باز است تن و يك عرق چين مشكى به سر ، تقريبا همه به يك لباس و يك مد ملبس هستند . زنجير زنها بهجاى سينهپشتشان باز است . ناصر پسر قمر الدوله سقا است . سوار اسب مىكنند و جلوى دسته تركها حركت مىكند . چهل بسم اللّه و كشكول قشنگى دارد .
دعوت خانم سردار سپه
چهارم محرم - خانم سردار سپه دعوتى از خانمها در دار المساكين نموده بود . در حقيقت سردار سپه به شكرگزارى و معرفى خانم خود اين دعوت را نموده بود . خانم عروس پانصد تومان داد ، خانم قوام السلطنه سيصد تومان ، همين قسم ساير خانمها به قدر همت خود . بد نبود . پولى براى آن بيچارهها جمع شد ، اگر رندان نوشجان نكنند ( وقتى در سال گرانى از كفن مردهها مبلغى بدزدند ، از دمپخت فقرا آنهمه پولها ببرند ، عجب