تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6498

مساهمون:

ص٦٤٩٨
اعلى پوشيده بودند . زن قوام السلطنه تمام جواهرش فقط الماس و برليان بود . زن صارم الدوله دختر اتابيك امين السلطان تمام زمرد ، خانم صمصام السلطنه ( نيمتاج خودمان ) همه مرواريد ، خصوصا تسبيح بسيار ممتازى كه به گردن آويخته بود .

رفتار مجد الدوله

مجد الدوله مثل مرحوم ناصر الدين شاه چند تا خواجه هم قرض كرده همراه آورده بود . به خانمها يكى يك پنج‌هزارى « دلمه » داد و با هريك از خانمها كه محترمتر و خوشگل‌تر بود مدتى صحبت مىكرد ( لاس مىزد ) . با زن صمصام السلطنه زيادتر از همه لاس زد . خانم هم خيلى عشوه و غمزه آمد . چند پنج‌هزارى براى بچه‌ها و صمصام گرفت . من به او گفتم آقاى مجد الدوله براى يك پنج‌هزارى آنقدر لاس نزنيد ، آن‌وقت دوتا به من داد . از اين حركت مجد الدوله هرچند پيرمرد بود خانمها خوب نگفتند و اغلبى چادر سر كرده و مخفى شدند . بعد هم كه رفت به زبان فصيح ندامت كردند ، ناسزا گفتند كه چه جهت داشت خودش اندرون بيايد داخل اطاق شود . پير است پير باشد . وانگهى چشمهاى او از جوانها بهتر كار مىكرد ، و الّا با يكى از پيرزنها مىخواست صحبت كند و به‌جاى يك پنج‌هزارى چند پنج‌هزارى بدهد ، نه با خانم صمصام . باز خانمها مىگفتند با آن خلقى كه سردار سپه دارد اين عروس نازنين چه قسم سر كند . انتهى .

عقيدهء زنها نسبت به شاه

امروز عصر وليعهد باغ حضرت و الا تشريف مىآورد . هرچند مناسبات من حسنه نبود باز براى پذيرائى رفتم . حاج فخر الملك را هم فرستاديم آمد . والاحضرت خيلى دير تشريف آوردند . عزيز السلطان همراهش بود . خانمهاى تجريش و طهرانيها كه جوار ما ييلاق آمده بودند از بعدازظهر براى تماشاى وليعهد كنار راه نشسته بودند . والاحضرت سواره هم آمد و خوب تماشا كردند . زنهاى ايران هنوز به شاه و وليعهد عقيده دارند و هرجا خبر شوند براى تماشا جمع مىشوند ، خصوصا اين شاه و اين وليعهد كه تماشا هم دارند . والاحضرت از شاه بلندتر ، سفيدتر و خوشگل‌تر است . اما شاه از او متين‌تر و معقول‌تر است .