سه جا هم نزديك بود جمعى پايمال و خفه شوند ، به حمد اللّه بخير گذشت .
اين جمعيت و آنچه در راه اضافه بدان شد داخل مسجد و ممزوج جمعيت كثير آنجا شد . ديگر سرسر ، كلاهكلاه . من افخم الدوله را همان وهله اول گم كردم و او مرا . به هزار زحمت در مسجد محلى پيدا كردم نشستم . اينجا هم نوحه و سينه شروع شد و در خاتمه حديث كسا ، بعد دعا و زيارتنامه ، ساعت پنج و نيم مجلس ختم شد و منزل آمدم .
حكم دربارهء زنها
روز عاشورا زنها را قدغن كرده بودند در بازارها نه حركت كنند نه بايستند و اين بسيار خوب حكمى بود ، زيرا خانمها ديگر رو نمىگرفتند و حواس سينه زن ، مستمع ، عابر سبيل تمام متوجه آنها مىشد . اگر خداى نكرده نزاعى هم بين دستهجات مىشد پاى مال مىگرديدند و محل فرار در بازار نبود . پس از قدرى توقف در بازار امير تماشاى چند دسته رفتيم [ به ] خيابان جلوى شمس العماره كه زنها هم در اينجا اجازهء آمدن داشتند . دو سمت خيابان و تمام جلوى دكاكين و پشتبامها مملو از زن بود ، كانه خيابان را با زن فرش كردهاند . اما آژان خيلى متوجه بود كه مردها داخل نشده محل ديگر راه بروند و بايستند .
دستهء محلى دستهء صنفى
جلوى شمس العماره در ميدان سه تخت چوبى روى هم روى هم گذاشته بودند .
گفتند دست آخر دستهء چالهميدان مىآيد خيمه آتش مىزنند و اموال غارت مىكنند ( شبيه عاشوراى 61 ) . دستهجات طهران دراين بين - چندين سال كه من نبودم - تغييرات كرده . اولا از محلى و گذرى به صنفى مبدل شده ، هريك از اصناف دستهاى حركت مىكنند ، با همان قباهاى مشكى و سينهءباز ، جز مال چالهميدان كه محلى حركت مىكند .
ثانيا آن اسبها ، يدكها ، كتلها ، طبقهاى چراغ ، نعشها ، ضريحها تخفيف كلى يافته ، بلكه متروك شده . در حقيقت تجملات كم و بر سوگوارى اضافه شده .
آمدن سردار سپه
در اين بين درشكهء وزير جنگ رسيد . سر درشكه باز [ بود ] و پاى خود را روى پا انداخته ، قبضه و ته شمشير را هم با دو دست روى پاى خود گرفته [ بود ] . رسيد به ميدان پياده شد . پس از آنكه به اطراف نظرى انداخته همهجا را تفتيش كرد رفت بالاى آن تختونشست . اولا آنچه صاحبمنصب بود كه براى تماشا آمده بودند از گوشه و كنار