تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6486

مساهمون:

ص٦٤٨٦

نفت شمال - نصرت الدوله و ملك الشعرا

صحبت نفت شمال از هرمطلبى و صحبتى به كام وكلا و وزرا مديران جرايد فعلا شيرين‌تر است . ملك الشعرا با نصرت الدوله طرف شده در جرايد هنگامه مىكند . نصرت الدوله خودش نمىنويسد ، ديگران حمايت مىكنند و جواب ملك را مىدهند كه تو دوستى بودى ، رفيق بودى ، حتى مواجب مجلس خود را نصرت الدوله حوالهء شما نمود ، چه پيش‌آمده كه بد مىنويسى . پنجشنبه 17 ذيقعده ، 23 سرطان - هوا به شدت گرم است ، درجهء 30 الى 35 در اطاق . شبها ابر كثيفى است مثل حمام . افخم الدوله در اين هوا ورامين رفته . طلب از طومانيانس به جهد و كوشش حاجى افخم الدوله با سيف الملك حواله و قباله شد پنج هزار تومان نقد داده شد با سى هزار تومان طلب طومانيانس دو دانگ ده فرى مازندران سيف الملك دو ساله بيع شرط گرديد . يك هزار تومان دلالى و حق جعاله داده شد تا صورت گرفت . اما حضرت و الا تا ساعت آخر ميل نداشت و مىگفت پول مرا از طومانيانس بگيريد ، پول مرا چرا نمىدهد ، تنزيلش چه مىشود . . . « 1 »

وضع گردش شمران

عصر سواره از راه عباس‌آباد به ياد سابق تجريش رفتم . اين راه خراب و بىصفا گرديده است . شاهزاده افخم الملك و نزهت الملوك بودند . هيچ‌روز و شبى نيست آنجا خالى باشد . در مهمان‌نوازى هم خانمهاى شاهزاده يد طولائى دارند . هركس يك دفعه برود باز ميل دارد برود . اين ايام در شمران دو محل عمومى است كه سابقا اينجا رسم نبود آنقدر آدم برود ، يكى بين قلهك و زرگنده است كه دكاكين زياد ساخته‌اند ، چند كافه و رستوران است . در يك كافهء بزرگ موزيك و تياتر و سينما هم هست . همه‌روزه عصر اينجا جمعيت زيادى مىشود ، خصوصا عصرهاى يكشنبه و جمعه كه حقيقتا ازدحام غريبى است . اما زنها را آژان نمىگذارد داخل مردها شوند . مگر يكى دو ساعت از شب رفته كه متفرق مىشوند . آن‌وقت ميان راه شهر و ميان كوچه باغها هركسى به خيال رفيق خود يا شكار تازه‌اى است كه ديگر آژان دست‌رسى ندارد . . . اما اين‌همه مردم من كه نديدم بيش از چند نفرى كافه بروند . خود صاحب كافه حكايت مىكرد ما بقدرى كه كرايهء مكان را بدهيم بيرون نمىآوريم . حتى روزى نيست كه جمعى بستنى يا شيرينى يا چيزهاى ديگر نخورند و پول نداده از پشت درختهاى داخل خيابان عمومى نشوند . فقط
هامش
( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است .