تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6460

مساهمون:

ص٦٤٦٠
ناطقين را بالا بردند و هرقدر اصرار نموده بودند مردم نگذاشته بودند كسى نطق كند و گفته بودند ما لازم نداريم شما چيز يادمان بدهيد . همانها كه داديد كفايت كرد . قدرى گذشت آژانها حمله آوردند . جمعى پراكنده شدند كه من از آن جمله بودم . پس از گردش در خيابان علاء الدوله از خيابان لاله‌زار مراجعت كردم . كاشف السلطنه را ديدم . در اين بين همان سوار نظميه مراجعت مىكرد . گفت اين سوار دور جمعيت را گرفت و آنها را به سمت جلو حركت داد تا دم دروازده . يكىيكى از كوچه‌هاى طرفين خيابان لاله‌زار به سمت مساكن خود رفتند . تا آژان به آخر خيابان رسيد كسى باقى نمانده بود جز حاجى ميرزا يحيى دولت‌آبادى كه يكى از ناطقين بود . ميتينگ به اين نحو ختم گرديد .

تدابير پليس

تودهء ملت ميل ندارد ، همان توده‌اى كه براى آنها مىگويند كار مىكنيم . شنيدم مشير الدوله خوب پلتيكى اتخاذ نموده بود و گفته است مردم و جرايد را به خودشان تا چندى واگذاريد پدر هم را درخواهند آورد . افخم الدوله مىگفت اگر استعفا نداده بود بهم ريخته بودند و احتمال مىرفت تمام هوچيهاى دروغى و راستى را بر طرف كنند . مىگفت هرجا شروع به نطق كنند اول آژان مىگويد نكنيد ، اگر زورش نرسيد كنار مىرود و مردم شروع به ذكر صلوات مىكنند . آن‌وقت كم‌كم دايره را تنگ نموده ناطق را تنه مىزنند . بعد از هرسمت به ناطق تنه زده و فشار مىآورند . به‌همين منوال ناطق را با هركس هواخواه او باشد تا دم درب مسجد برده و همان قسم او را داخل خيابان مىكنند . بعضى اوقات كه آن آدم خيرگى و سماجت كند مشت‌ولگد شروع مىشود كه بيچاره با فكل و كراوات آويخته ، كلاه شكسته از مسجد خارج مىشود ( از بس‌كه مردم مهملات گفتند و اصرار به نطق داشتند حكومت اجازه داده ، درمقابل اين تدبير را حكومت‌نظامى نموده . جمعى را پول داده مواظب ناطقين هستند . مردم هم كه براى اين كارها و خنده و مضحكه حاضرند فورى همراهى كرده مقصود به عمل مىآيد . )

بازى با مذهب

مشديهاى چاله‌ميدان و عودلاجان اجتماع كرده و پيغامات زياد براى مدير « حقيقت » و ديگران داده بودند كه شما را تكه‌تكه مىكنيم . مذهب و بازى با او ديگر شوخى نيست . ميرزا عبد اللّه واعظ در مسجد سپهسالار و مدرسهء مهدعليا وعظ مىكند ، تهديد زياد به روزنامه‌نويسها و ذم و دق آنها كه مشغول به اهانت مذهب شده‌اند و اين ديگر طاقت‌فرساست . آنها هم در جرايد خود بدگوئى از وى نمودند . او دفاع كرد و نزديك