با ايران بىصاحب ايران مجهول المالك شباهت داشته باشد .
حساب كنيد ، اگر مدت بيست و سه ماه از استعفاى وثوق الدوله تا استعفاى مشير الدوله [ را ] به هفتنفر تقسيم كنيد به هركدام به طور متوسط سه ماه و نه روز مىرسد . عمر حشرات و حيوانات خلق الساعه هم بيشتر از عمر حكومتها و كابينههاى ايران است . آيا يك حكومتى كه عمر يك حشره دارد به آثار حياتيه و وجود يك حشره مىتوان متوقع و اميدوار بود . هنوز اهالى مملكت كه سهل است مأمورين دولت هم اسم وزراء متبوع خود را ياد نگرفتهاند وزير عوض شده است .
مقالهء ديگر
در نمرهء ديگر . هيچ فكرى كودكانهتر از اين نيست كه با داشتن يك پارلمان مركب از اكثريت محافظهكار و اشرافمنش استقرار حكومت جوان و تندرو درحالحاضر خواهان باشيم چنين افكارى به توهمات حشيشى بيشتر شبيه است تا به فكر اشخاص عاقل . آنها كه طالب حكومت جوانند اگر راست مىگويند چرا از امروز مقدمات صحت انتخابات دورهء آتيه را فراهم نمىكنند . امروز خطراتى پيش است كه موضوع اشراف و رنجبر و كارفرما و كارگر در قبال آنها بىاهميت و از مسائل فرعيه به شمار مىرود .
طغيان اسمعيل آقا در آذربايجان اگر با حوادث مختلفه توأم نبود مىتوانست يك واقعهء محلى تلقى شود ، اما در صورتى كه ملاقاتها و مكاتبات نمايندگان اجانب در فارس با سركردگان عشاير و رؤساى ايلات جنوبشرقى را به خاطر بياوريم حس خواهيم كرد كه در زير پرده بازيهاى ديگرى است . آنوقت نقشهء تجزيهء جنوب و تأسيس بينالنهرينهاى كوچك در سواحل خليجفارس درمقابل چشم ما نمايان مىگردد . اينها خطراتى است كه ما را از قضيهء اشراف و رنجبر و كارفرما و كارگر منصرف مىدارد .
از يكطرف چند نفر به اتكاء بر جماعتى كه خود آن جماعت از آنها اظهار تبرئه مىكنند خود را هوادار و مؤسس انقلاب غيرممكن الوقوع معرفى مىنمايند . از طرف ديگر در بعضى جرايد بيان نامهء كميتهء موهومى برضد آنها نشر مىشود . مفادش اين است ما لوث وجود مخالفين را با سيل خون خود مىشوئيم . ضعف الطالب و المطلوب .
اين انقلابيون مصنوعى با همين ارتجاعيون مجهول متناسبند . اولياء امور و عقلاى ملت از وجود هيولاى موهوم يك انقلاب و يك ارتجاع بايد به نكات ديگر پى برند . نه ، انقلاب و نه ارتجاع در مركز وجود ندارد . اين هردو كه در واقع يكى است در شمال و جنوب است . پهلوان ميدان سياست امروز فقط آقاى مشير الدوله است كه [ با ] ثبات و عزم راسخ زمام امور را به كف گرفته و ما را از اين گرداب نجات دهد . الخ . ( پايان مقالهء ستارهء ايران )