تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6461

مساهمون:

ص٦٤٦١
بود مفسدهء كلى برپا شود . رفتند معذرت خواستند . روزها با دليل و با برهان عقلى و نقلى همه آنها را حلاجى مىكند و تمام مستمعين هم تصديق دارند .

كتك خوردن مدير اقدام - قتل مدير حقيقت

مدير « اقدام » را توى كوچه كتك فراوان زدند . يك روز هم به قصد قتل مدير « حقيقت » رفته بودند . سه روز قبل هم سه نفر از هم مسلكان « حقيقت » را توى مسجد شاه كتك فراوان زدند . به‌هرحال مردم ضديت مىكنند ، آنها هم آرام نمىنشينند . و بالاخره كار به يك‌جاى بدى مىرسد . خصوصا روس و انگليس هم دخالت تام و تمام در اين ضديت دارند .

سيد درختى و خورجين

سيد سقا كه حاليه چون چند مرتبه از لاعلاجى بالاى درخت رفته نطق نموده به « سيد درختى » مشهور شده . اين سيد را مردم اغوا مىكنند نطق كند و كارها دارد . يك روز جلوى عدليه بالاى درخت رفته بود . يك خورجين هم همراه بالا برده بود . مدتى از بدى اوضاع حرف زده بود و فصل‌به‌فصل گفته بوده است آنچه مقصود من است در اين خورجين است . بالاخره خورجين را جلو كشيده قفل آن را باز نموده يك‌مرتبه يك سگ مرده و يك گربه مرده بيرون آورده ميان جمعيت پرتاب كرد كه اينها توى راه آب بود و ما از عدم‌مواظبت بلديه بايد همچو آبى بخوريم . متعاقب آن مشت‌مشت فضلهء سگ و گربه از خورجين بيرون آورده به سروصورت مردم تماشاچى نثار كرده بود . پشمهاى سگ مرده و گربه مرده هم مزيد شده به خندهء بسيار طولانى مجلس ميتينگ سيد ختم شد .

صحنهء ديگرى از سيد درختى

دفعهء ديگر يعنى ده روز قبل جلوى مسجد سپهسالار بالاى درخت رفته بود . مردم جمع شده بودند آژان رسيد . هرچه كرد پائين نيامد . پاى سيد را گرفت سيد هم تنهء درخت را سفت‌وسخت چسبيده بود . بكش‌بكش شروع شد . پليس زورش نرسيد . آژان ديگرى آمد قلاب گرفت ديگرى بالا رفت . سيد كلاه آژان را برداشته توى جمعيت انداخت و بناى دادوبيداد را گذاشت كه قرن بيستم نمىگذارند كسى نطق كند . آژان ديگرى بالا رفت و سيد را سخت چسبيد . سيد فورا كلام اللّه جيبى خود را بيرون آورده توى سر آژان زده صداى يا حسين بلند نمود . آژان زياد رسيد آقا را به هرنحو بود پائين
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6461 | قهرمان ميرزا عين السلطنه