معنى هرمستغلى كه در سال پنجاه تومان مىداد هزارتومان قيمت آن بود . امسال هر مستغلى كه سيصد تومان بدهد يك هزار تومان قيمت مىگذارند . اما خريدار و پول نيست . حكيم اف در خيابان شاهى پانزده دكان و دو هوتل بالاى آن داشت تا ماهى چهارصد تومان اجاره مىگرفت ، حاليه به ماهى هفتاد و پنج تومان رسيده كه آن را هم نمىدهند . در خيابان باغ شاه سيد اف عمارتى رو به خيابان ساخته ( پارسال ) به يك مبلغ گزاف به اميد اجارهء ماهى صد الى دويست . من پريروز به او گفتم چقدر اجاره مىدهى .
آهى كشيده گفت اگر شخصى پيدا شود كه خرابى نرساند مفت مىدهم كه خرج سرايدار و باغبان اقلا نداده باشم . پارسال مزد بنا چهارده قران ، ناوهكش هشت قران ، عمله پنج الى شش قران بود امسال بنا رسيده به هفت هزار ، ناوهكش دو ريال ، عمله دو قران . با اين حال همه گرسنه [ اند ] و كار نيست .
بىپولى - فقر
تجار ، اينها كه باقىماندهاند هفتهاى نيست كه چهارتا پنج تا اعلان افلاس و ورشكستى ندهند . دادوستد ، بيع و شرى كليتا در حال وقفه است . اربابها به قيمت گزاف تهيهء بذر و تخم نمودهاند . باران نيامده همه در كار فاسد شدن است . نخود و گندم بهاره هيچ سبز نشده است . نادم و پشيمانند كه چرا پول دادند و خريدند و كاشتند . بانك تمام پول طلا را جمع كرد هيچ نيست . چندى است پولهاى سفيد را جمع نموده امروز در بازار قزوين هزار تومان كه خيلى است سيصد تومان پول سفيد فراهم نمىشود . آن جزئى كه هست تمام قرانهاى كهنهء ناصر الدين شاهى ، فتحعلى شاهى ، محمد شاهى ، همه دستهدار يا سوراخ با مقدارى پنج شاهى و ده شاهى كثيف . تمام پول اسكناس شده و جديدا اسكناسهاى پنج تومانى ، سه تومانى و دو تومانى نو فراوان است . من براى روزنامهء « لندن نيوز » پول فرستادم درحالىكه ليرهء طلا پنج تومان و نيم بود برات را شش تومان و دو هزار داد و من ايراد كردم گفت همين است . ميل نداريد نگيريد . چون مىداند ، ديگرى نيست كه برات بدهد حتى تا طهران يا زنجان . اين بىپولى اين فقر شيرازه مملكت را پاره خواهد كرد . احدى هم در فكر نيست .
به كفارهء آنچه درج شد اين ظريفهء « ستارهء ايران » جبران خواهد كرد .
لطايف و ظرايف
مذاكرات مجلس شوراى : ملى يكى از وكلا - شرحىكه آقايان وكلا راجع به تاريخ جوهر و قالى جوهر فرمودند جزء تاريخ طبيعى است يا تاريخ عمومى . نمايندهء مورخين .