تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6447

مساهمون:

ص٦٤٤٧

وهابيها

وهابيها حمله آورده صداى توپ در نجف اشرف مىآمده . دولت ايران تلگرافات به لندن نموده به سفارت نوشته اقدامى بكنند . اطمينان داده‌اند كه جلوگيرى مىشود . من از عصر به خيال عزيمت افتادم با همان درشكهء آقاى رفعت السلطان ، موسى خان درشكه‌چى مشغول تداركات شد و من با رفعت السلطان به آستانهء حضرت شاهزاده حسين رفته زيارت و استمداد طلبيده منزل آمدم . كربلائى غلامعلى و ميرآخور آمدند . حسابها رسيدگى شد فقط هفت تومان كربلائى بدهكار شد . بيشتر پول صرف كرايه و عليق مالها شده بود . بعد اندرون آمدم . ملكه خانم بسيار ملول بود . به قدر سيصد تومان عجالتا پول نقد و تمسك‌طلب به او دادم كه بگيرد تا بعدها ببينم چه مىشود . در باب مال‌الاجاره و مرتع آتان هم به حكومت تشكى كرده بودم ، همه را احضار شهر نموده است . آقاى رفعت السلطان را وكالت دادم تا داخل گفتگو شود . به يك اندازه متوحش شده‌اند .

غلامرضا خان

هرقدر خدايار خان رند و ناقلا و شياد بود غلامرضا خان حاكم حاليه ساده و نفهم است .

حركت به طهران

چهارشنبه 19 شهر رمضان المبارك 1340 ، 27 ثور 1301 ، هفدهم ماه مه 1923 - بعد از سحر خواب نكرديم تا درشكه حاضر شد و بارها را بستند آفتاب زد . در ساعت پنج از نصف شب گذشته با نواب عاليه و بچه‌هايش و ملكه عزيز كه اين مدت هيچ از او مفارقت نكرده بودم وداع ، ماچ و بوسه نموده بيرون آمدم . با آقاى رفعت السلطان هم وداع نموده حركت كرديم . پشت به قزوين رو به طهران ، هى به جانب قدم . در يونس‌آباد اسبها را خوراك داديم چاى خورديم .

مقبرهء آقا ميرزا حسن

در سر قبر آقا ميرزا حسن شيخ الاسلام قبه و بارگاهى ساخته ، گنبد را كاشىكارى نموده كانه يك امامزادهء واجب التعظيمى و واقعا چيزى نخواهد گذشت كه امامزاده حسن حقيقى خواهد شد . اين آدم شب‌وروز مست عرق و ترياك ، چرس و بنگ بود و