حل مسائل را در اين كنفرانس پيدا كرده و خاتمه بدان ندهيم به كلى رشتهء امنيت و امور اقتصادى اروپا گسيخته خواهد شد :
« من مانند زمانى كه وارد ژن شدم مطمئن و اميدوار هستم هررفتارى كه به موجب آن تصور شود مىتوان روسها و آلمانها را در زير نگاه داشت كوركورانه و از روى جهالت است . من از مدتى به اين طرف قطع داشتم كه بالاخره روسيه و آلمان دستبهدست يكديگر خواهند داد چنانچه همواره در اروپا سياستى تعقيب شود كه روسيهء گرسنه از يكطرف و يك آلمان با اسلحه و مهمات و غضبناك از طرف ديگر وجود داشته باشد ، چيزى نخواهد گذشت كه سرتاسر اروپا تل خاكستر خواهد گرديد . »
جديدا مقدار زيادى اسلحه در آلمان كشف شده است ، حتى در « لندن نيوز » ديدم كه مردم با تفنگ و توپهاى چوبى كه درست نمودهاند مشق نظام مىكنند .
تقاضاى متحصنين
سفير روس ( اسم صحيح آن رتشتين است ) منفصل شد به مسكو رفت . فعلا يكنفر مستشار جديد الورود قايممقام سفير است . امير امجد از طهران آمده بود به ملاقات او رفتم . خانهء سالار منصور كه محل قونسلگرى انگليس بود منزل نموده . از وضعيات طهران و تبريز بسيار بد مىگفت . من از متحصنين پرسيدم . گفت پانزدهنفر در سفارت روس تحصن دارند ، قرب چهل نفر در مجلس شوراى ملى و بيستنفر هم حضرت عبد العظيم . مىگويند ما اجراى تمام اصول قانون اساسى را مىخواهيم . مجلس به آنها جواب داد قانون اساسى از قرآن بالاتر نيست كه از صدر اسلام الى كنون تمام قوانين آن جارى نشده است . از آن گذشته قانون اساسى وقتى تدوين شد كه هيجان و آزادى خواهى مردم به اعلى درجه بود و بدون غور و تعمق نوشته شد . تجربه معلوم و محقق داشته كه تمام آن اصول در ايران ممكن الاجرا نيست ، حتى بعضى از اصول آن مضر به حال مملكت و اقتضاى زمان ماست . به اين جواب و جوابهاى ديگر قانع نشدند ماندند .
ديگر كسى هم به آنها اعتنائى نكرد . بيرون مجلس موافقين آنها مىخواهند نطق كنند ، مخالفين كه اكثريت دارند يا بقدرى دست مىزنند كه ناطق اجبارا ساكت شده پىكار خود مىرود ، يا بقدرى صلواة مىفرستند كه نطق فراموشش مىشود ( همانطور كه در مشروطه براى نطق سيد على آقا پدر آقا سيد ضياء پيشگرفته بودند و در روزنامههاى سابق من مفصلا آمده است ) . بازگفت اول دستهاى به سفارت رفت كه عمدهء مهم آن ارباب جرايد بودند و آن هم از ترس سردار سپه و شلاقها . بعد كه مردم از اين اقدام اظهار تنفر شديد نمودند قانون اساسى را جلو كشيدند و محرك جمعى ديگر شدند كه به