نيست . فقط اين حجره را براى اين باز كرده است كه به اين اسم وارد ايران و شهرها شده تحريك و تبليغ نمايند . نه بارى مىآورند نه اينها قابليت خريدن را دارد . چيز يكدست جور زيادى كه در حجرهء آنهاست گلدان شاش است . اقلا يك هزار گلدان شاش آوردهاند كه من به آنها گفتم اين چه متاعى است آوردهايد . گفتند مگرچه عيب دارد .
گفتم هيچ به درد اينجا نمىخورد .
فرخى و تحصن در سفارت روس
شيخ مهدى از طهران آمده بود مىگفت مردم خيلى از رفتن سفارت اين جمع بدشان آمده . دوستان آنها رفتند بعضى را بيرون آوردند . اما مدير « طوفان » فرخى مىگفت با من گفتگو نكنيد ، سفير را متقاعد نمائيد ! با نايب قونسل جمعى از احرار صحبت نموده بودند و گفته بودند اين سبك و روش و رفتار شما از اشرافيت صد درجه بالاتر است .
پس كو سبك كمونيست شما . گفته بود ما چون با اشراف و اعيان بايد آميزش داشته باشيم بايد اين قسم باشيم . بعد گفته بودند از يكجا اعانه جمع مىكنيد ، از طرفى روزى اينهمه پول بىمعنى خرج مىكنيد . چه محملى بايد قرار داد . گفته بودند به جهاتى لازم است . بعد گفته بودند نه ما اينروش شما را نمىپسنديم و باعث خيال ما شده است .
گفته بود تمام برحسب ظاهر است ، باطنا كمونيست هستيم . شيخ مىگفت يكنفر سيد ضياء كه مدير جريده بود رئيس الوزرا شد . حالا هرمدير روزنامه خيال رياست وزراء دارد . همه به اين عقيدهاند . فرخى مىخواهد شهرت كند ، مىخواهد وزير شود .
هيچ راهى جز اين نداشت كه مزخرفاتى در روزنامهء خود نوشته بعد برود سفارت تا آوازه در كند .
داعيان امريكايى
قونسل روس اينجا كه هيچكارى ندارد ، يا اينها كه به اسم تجارت آمدهاند همهشب و روز مشغول تبليغات هستند . نه يك تومان امتعه فروختند ، نه يك سير كشمش و يك مثقال پنبه خريدند . درست مثل داعيان امريكائى كه هرجا به اسم طبابت بودند و دعوت به دين مسيح مىكردند . مختصر ايران منقلب است و ساكت نمىشود .
شب پنجشنبه 13 رمضان ، 21 ثور - به حمد اللّه تا امروز روزه را گرفتهام . شانزده ساعت حداقل امساك است . چون هوا خنك است حركت هم نمىكنم عطش چندان ندارم .
كنفرانس ژن از قرار اخبار رويتر و گفتهء للويد جرج دو ماه الى سه ماه طول خواهد كشيد . در اين مدت كار مهمى صورت نگرفته و همه اوقاتشان به منازعه و مشاجره ،