طهران آنطور جلوگيرى دارد ، حتى از ساز زدن در خانه و اينجا اين قسم علنا مرتكب مىشوند . ديروز خواستم اين مسئله را تعقيب كنم قضا را ميان مسجد شاه ملكآرا جريدهء « حقيقت » را به من داد بخوانم . ديدم ستون اول نوشته حكومتنظامى اعلان مىكند در خانهها تار نزنند . يكى نيست به اين آدم بگويد به تو چه . در قرن بيستم عقايد آزاد است . تار هم مىزنند ، تياتر هم مىروند . مردم با عقيدهء خود نزد خدا مسئولند نه نزد شما . من از تعقيب خودم صرفنظر كردم . گفتم همين روزنامه جواب من است . ديگر چه بگويم .
جواب روزنامهء گلشن
امروز جريدهء « گلشن » رسيد . اين شرح را نوشته بود بر خلاف « حقيقت » . جريدهء « حقيقت » كه غالبا بر خلاف حقيقت مىنويسد و تا سه چهار روز قبل فقط مخالف منافع و پلتيك ايران قلم را جولان داده و براى ديگران يعنى اجانب پروپاگاند مىكرد اخيرا با كمال بىشرمى بر تهور و جسارت خود افزوده و مخالف مذهب اسلام و ديانت حقهء محمدى قلم منحوس خود را در صفحهء نجس خويش به جولان درآورده است .
مىنويسد در ماه رمضان قرن بيستم مردم دلشان مىخواهد تار بزنند و فلانوفلان بكنند به كسى مربوط نيست و آزادند و نمىفهمد كه چه . . . « 1 » مىخورد . باز مىگويد حكومت نظامى چه كاره است كه روزه خوردن يا فلان كردن مردم را جلوگيرى كند . اين احمق نادان نمىفهمد ايران مملكت اسلامى و قانون رسمى آن قانون اسلام و طريقهء جعفرى مىباشد . ما با حكومتنظامى پسرخاله نيستيم ، ولى به هرفاسق و فاسد العقيده اجازه نمىدهيم كه هر . . . « 1 » مىخواهد بخورد و جدا از دولت مىخواهيم و صريحا مىگوئيم كه اگر اولياى امور سستى و رخوت آنها را نگرفته و داراى حس ديانت هستند و غيرت اسلام در وجودشان هست بايد ناشرش را به مجازات رسانند ، و الا ما سكوت را خيانت به اسلام دانسته و درشمارهء ديگر به تكليف خويش عمل مىنمائيم .
( پايان مقالهء روزنامهء گلشن )
قصد اغتشاش
مردم اصلا بد شدهاند و بىجهت مىخواهند باعث اغتشاش شوند ، و الا از اين اعلانات مىشود نبايد رد يا تكذيب كرد و وجوب ندارد كسى توى بازار روزه بخورد يا
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .