است و بوى خيرى از نكات دقيقهء آنها به مشام هوشمندان وطنخواهان حقيقى نمىرسد اساسا امتياز خوشتاريا در عداد امتيازات جبرى امپراطورى نبود ، فقط معامله غلط و خبطى بوده است كه يك كابينه بر خلاف ارادهء ملت و تجويز قانون اساسى نموده و بلافاصله ملغى شد و شبيه قرارداد انگليس و ايران است كه يك كابينه منعقد كرده سپس خود او ملتفت آن شد و تصويب آن را به نظر مجلس ملى واگذار [ كرد ] و قبل از افتتاح مجلس خود نامشروع بودن آن را [ اعلام و ] الغاء و از بين برده است . اين يك امتيازى نبوده است كه دولت امپراطورى براى خود يا اتباع خود به جبر و عنف گرفته باشد .
حكومت شوروى روسيه در عين استفاده از آن معنا و عملا سنگ منافع انگليس را به سينه مىزند . زيرا در عين اينكه مأمورين انگليس مدعى هستند كه خوشتاريا امتياز خود را به اتباع ما فروخته ( خوشتاريا پس از يأس از اجراى مقصود خود امتياز را به انگليسها فروخته است ) و شما حق نداريد آن امتياز را به ديگرى واگذار نمائيد . مأمورين روس هم نظير همان اقدام را منتهى در لباس ديگر به كار برده و مىخواهند ما را از حقوق مشروع ملى خود ممانعت نمايند .
اين اقدام مأمورين محترم روسيه دو معنى بيش ندارد . يكى آنكه بگويند شما اين امتياز را به كمپانى امريكائى ندهيد تا در آتيه انگليس مطابق سندى كه از خوشتاريا مدعى هستند امتياز مزبور را تصرف كنند ، يا اينكه امتياز مزبور را به كمپانى انگليسى نداده براى خود ذخيره كنيد . اين هم جز اين نخواهد بود كه اين امتياز را براى آن دولتى كه در آينده مجاور شما ظهور كرده و دعوى سوسياليست و اشتراك را مانع از اجراى مراسم امپرياليستى نداند ذخيره نمائيد و يا بگذاريد اين معادن به واسطهء عدم سرمايههاى مادى و فنى در زير خاك و پاى شبانان و گوسفندان مسكين تا چند قرن ديگر هم مدفون ماند و خودتان از آوانسهاى موقتى همجواران امرار معاش كنيد و آنقدر ملت را در فقر و بيكارى باقى بگذاريد تا از گرسنگى و سوءخلق محو و مضمحل شوند .
نه رفقاى سوسياليزم ، نه همسايگان بافضيلت ، شما محترمتر از اين هستيد كه آلت اجراى منافع رقباى خودتان بشويد . شما عاقلتر از اين هستيد كه از بينالمللى شدن ايران و از ريختن سرمايههاى هنگفت امريكا در شمال ايران متوحش شده و آن را براى خودتان يك فاجعهء خطرناك تصور كنيد .
ايران اولين دولتى است كه در دنيا شما را به رسميت شناخته ( آن هم به زور بود نه به رضا ) و در عين اقتدار و سلطهء دولت انگلستان با شما مراوده كرده و به دربار خونين و پرشرارهء شما سفير فرستاده و با شما معاهده بسته و نمايندهء شما را با هلهله و شادباش ملى به پايتخت خودش ورود داده است . شما حساستر از اين هستيد كه از مواد معاهدهء
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6288
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٦٢٨٨