خودتان سوءاستفاده نموده گريبان ما را در هركارى سخت گرفته و بهانه به دست رقباى خود داده و پارلمان ايران را به نگرانى واداشته و او را نسبت به ساير مواد عهدنامهء خودتان بدبين و متأمل و كنجكاو سازيد .
شما اى رفقاى سوسياليزم ، با آن اعيان و لاشخورانى كه مزدور شما شده [ اند ] كه به شما تملق گفته ( خودش بيشتر تملق گفته است تا آنها كه خيال مىكند ) و براى رسيدن به مقام رياست و وزارت با شما گرم گرفته و براى شما هل و گل فرستاده و به شما بلهبله مىگويند طرف نيستيد . بلكه طرف شما ملت ايران و آن عناصر هوشمند و حساس و آن طبقهء منورالفكرى هستند كه حقايق حيات ملى و معيشت اجتماعى خود را بهتر و بىطرفانهتر از شما شارلاتانها و هوچيها و وزارت مآبهاى طهرانى تشخيص داده و مىدهند .
آنهائى كه در كابينهء وثوق الدوله گرفته تاحال حاضره همهوقت اصرار داشته و كار مىكردند كه دولت ايران با حكومت شوروى روسيه عقد اتفاق بسته و ايران را عملا از چنگال قرارداد خلاص كند ، آنهائى كه اولين تلگرافات چيچرين را با شعف و شادمانى نجاتيافته از غرق تلقى مىكردند ، آنهائى كه به ملاقات شما نيامده و نخواهند آمد .
آنهائى كه هيچوقت وزير نبوده و نوكرى دولت نكرده و نان مفت و پول سياسى نگرفته و نخواهند گرفت ، آنهائى كه هميشه با ارادههاى خستگىناپذير فكر كرده و بدون همهمه كار كرده و خواهند كرد ( بايد از ما بهتران باشند ! و الا اين قسم آدمها ما هيچ در ايران سراغ نداريم . اگر هم باشد فقط نويسندهء مقاله است كه از قم نوشته ) آنها با شما طرفند و اين آنها هستند كه مىگويند شما حق نداريد و فضيلت ملى به شما حق نمىدهد كه به دولت ايران در اين باب و نظاير آن سختگيرى و جنجال پلتيكى راه بيندازيد . زيرا همان عناصر منورالفكر و صاحبعقيده بودند كه به مأمورين تزار هم نظاير همين اعتراضات را مىنوشتند و مىگفتند و نمىترسيدند . حالا هم به شما مىگويند با ما با خشونت و ستمكارى رفتار نكنيد . ولى اين گفتن با آن گفتن فرق دارد . چنانچه شما هم با آنها فرق داريد . ( پايان مقالهء روزنامهء ايران )
سرنوشت نفت
انگليسها ظاهرا سكوت دارند . چنانچه در سرمقالهء همين مكتوب قم برداشت مطلب نموده بود كه انگليسها هميشه به دست ديگران كارها را صورت دادهاند مثل قضيهء شوستر ، ديگرى ، ديگرى و آنوقت به طور ملايمت نصيحت به دولت مىكند كه گوش بدهيد ، اجابت كنيد . حالا هم يا حقيقتا به دست سفارت روس يا امورات مخفى مشغول