تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6285

مساهمون:

ص٦٢٨٥
چه حوادثى در طهران رخ بدهد . سفير فرانسه هم دو سه روز ديگر وارد مىشود « 1 » با سفيركبير عثمانى . روزها از صبح تا غروب در وزارت ماليه هستم . كار زياد است . ميرزا رضا خان به عكس سابقين فهميده و كارى است . بايد تمجيد كرد ( به‌به آفرين مرحبا ، اين هم تعريف من ) . البته شنيده‌ايد ميرزا كوچك خان بالاخره كشته شد سرش را طهران آوردند ( شنبه دهم ع 2 وارد طهران نموده‌اند ) . عجالتا همين كار آذربايجان و ساويج بلاغ كه دور نيست آن هم به خوشى تمام شود . هروقت پولى پيدا كردم كلاه و كاغذ و غيره را مىفرستم . سينهء من لرزش دارد . همين ديشب نصف شب گرفت و نيم ساعت در كمال سختى اذيت كرد . حضرت اقدس و الا قدرى پايشان درد گرفته ولى عجالتا بهترند . از اين خانواده چند نفرى عجالتا بيكار هستند . حاج عز الممالك ، عميد الملك ، رضا قلى خان ، هرمز ميرزا ، عبد العلى خان ، علاء الدين ميرزا ، اسد اللّه ميرزا . اما هرمز ميرزا و عبد العلى خان خودشان بداخلاقى كرده‌اند ( زمستان گذشته كه شعاع الدين ميرزا قزوين بود به اصرار او يك شب حساب كرديم اولاد حى حضرت و الا از پسرودختر و نوه‌ونتيجه يكصد و دونفر شد . ) ارزاق قزوين كه با اهتمام حاكم مىگويند قسمى تصفيه شد كه رضايت‌بخش است . مال طهران خوب است تا اول حمل غله دارد . زياده رحمت است . عماد السلطنه ( پايان‌نامهء عماد السلطنه )

مصدق السلطنه و اختيارات

عبد اللّه ميرزا دو كاغذ نوشته بود . اخبار تازه نداشت . فقط نوشته بود مصدق السلطنه وزير ماليه با كتك‌كارى مادهء واحده را تصويب مجلس شورا رساند . چند روزى است خزانه‌دارى را برهم [ زد ] و خيلى از اجزاء را خارج نمود ، من‌جمله فدوى را . اما مدت بيكارى طولى نكشيد . آقاى وزير در حق چاكر مرحمت فرموده كه نقدا در كابينه وقت مىگذارنم . مجددا « استاژير » چاكر شروع شده و اين دفعهء سيم است .

نفت شمال

در جرايد و افكار عمومى چيزى كه پيدا شده حكايت اجارهء نفط شمال است كه به كمپانى امريكا داده شده . از سفارت روس و انگليس متصل يادداشت به وزارت خارجه مىرود . از قرارى كه امروز روزنامه نوشته وزارت خارجه به سفارت روس مدلل كرده
هامش
( 1 ) - اسم سفير انگليس سر پرسى مرلى - سفير فرانسه مسيو ناندپرو ( از يادداشت‌هاى نويسنده خاطرات )