انتريگ است يا خير تماشاچى شده كه فقط گفته است خوشتاريا امتياز خود را به ما برگذار نموده و گويا نيز گفته باشد كه اصلا دولت روسيه در موقع بستن عهدنامه مالك اين امتياز نبوده كه بخشيده باشد . بااين هياهوها گمان نمىكنم چنانچه آقا هم مرقوم داشته بود كمپانى امريكا ولعى در اين امتياز داشته باشد . پول نمىدهد براى خود دردسر و زحمت بخرد . براى خاطر ايران هم تصور نمىتوان كرد دوستى و روابط خودش را با اين انگليس مقطوع نمايد . از خراسان تا آذربايجان يك بلكه دو « كردارمه » قشون لازم دارد تا كمپانى امريكا بتواند به امنيت و آزادى مشغول عمل شود ، خصوصا رضايت انگليس نباشد .
اجارهء الموت
من هم خيلى ميل دارم دهات الموت را اجاره بدهم و در يك گوشه از منافع بىدردسر كه مستأجر مىدهد آسايش و راحت كنم . اما كسانى كه شغلشان اجاره و استجارهء دهات مردم است براى همينكه الموت انقلاب دارد و رعيت اطاعت نمىكند ، مشايخ آن تحريك مىكنند ، همسايه انگشت مىرساند احدى جلو نمىآيد . برفرض يكى را هم من فريب بدهم ، تطميع كنم كم اجاره بدهم پس از آنكه آتان را از من اجاره كرد و آن هياهو و هنگامه و دادوقال رعايا را شنيد همسايه مرا هم بىميل ديد يا ناچار شده بوسيده و زمين مىگذارد ، يا يك توفيرى ، انعامى ، هديهاى از رعيت يا همسايه من گرفته حقوق خود را به او تسليم مىكند .
معاهده با روس
بارى مجلس به عجله مشغول گذراندن معاهدهء روس شد و دولت با سفارت با آن زبانهائى كه ما ايرانيها داريم و شمهاى در مكتوب قم درج افتاد مشغول مذاكره شد ( ما ايرانيها به تملقات التيماتوم را به تأخير انداختيم ، خنثى نموديم ، موادش را تغيير داديم .
بلكه التيماتوم اخير روس را در فقرهء آذرى لينكو پاك عقيم نموديم . )
بالاخره در فصل پنجم و ششم به موجب يك مكتوب رسمى سفارت توضيحات داد كه رفع مشكل مجلس شد . در فصل سيزدهم هم يا از مكتوب قم و نظاير آن ترسيد يا واقعا توپ و تشرى بود براى تسريع گذشتن عهدنامه .