تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6284

مساهمون:

ص٦٢٨٤
گفت . من به عجله خارج شده و هركس هم بود خارج نمودم . چيزى نگذشت عمارت محترق شد و متعاقب شهر رشت را مشغول بمبارده شدند . من خيلى زود خودم را به شهر رساندم . خالوها را به جنگ ترغيب نمودم و مشغول شديم .

تسليم شدن خالو قربان به سردار سپه

روز ديگر با خالو كريم خان اردو رفته تسليم سردار سپه شدم . بعد مراجعت كردم و شهر را نگاه داشتم تا قزاق وارد شد . مىگفت بااين‌حال بيشتر مردم مىگويند ميرزا كشته نشده و دروغ است . اين بود ماحصل آنچه در دو ساعت مذاكره من از اين آدم فهميدم . خالو قربان را « سالار ظفر » لقب داده‌اند . گفتند پسر رشيد خوبى هم دارد تا از آذربايجان سلامت برگردد يا به درك و اصل شود . در تعقيب ميرزا كوچك خان از قرار گفتهء شمس ابدا خالو قربان دخيل نبوده است . يك برف كوچكى پريشب آمد . ليكن هوا خوب است و آفتاب قشنگى است . امان از سال قبل كه اين موسم سنگ مىتركيد . افسوس بااين هوا رعيت بذر ندارد كه تلافى سال قبل را بنمايد . دوازدهم از شهر روزنامه و كاغذ رسيد . چند روز را مشغول خواندن آنها بودم . از بس‌كه به من ديردير روزنامه مىرسد وقتى كه رسيد مثل گرسنه كه غذاى مأكولى بيابد به عجله و شتاب هرچه تمامتر مىخوانم . اينك مطالب مفيد تازهء آن معمولا درج مىشود اما چون نمرات مرتب روانه نمىشود بعضى مطالب ناقص مىماند .

دستخط آقاى عماد السلطنه - بىپولى دولت

پس از دعاوسلام اوضاع طهران به سختى ، در بىپولى مفرط ادارات كه معلوم نمىشود خاتمه‌اش چه وقت خواهد بود . از بابت اجارهء نفط شمال مشكل به اين زودى پول بدهند يا اين معامله اصلا سربگيرد . زيرا مىگويند انگليسها كمپانى اتازونى را متقاعد نموده‌اند . درهرصورت گويا همچو باشد كه بىپولى به حد افراط كه رسيد خود انگليس يك چيزى بخورونمير بابت نفط جنوب و غيره بدهد . يا واقعا انقلابى ديگر در جلو بيايد . ماليهء دولت چنان است كه قبض مستمرى و مقررى اضافه بر پنج تومان را دو ماه است نمىدهد و شهريهء علاوه بر ده تومان . وزارت معارف شش ماه است حقوق نگرفته و تااين اول جدى بخارى روشن نشده . اين حكايت بىپولى است و بايد بفهميد كه مقررى سركار هم نصفش گرفته نشده . وزيرمختار انگليس روز سه‌شنبه سىام حضور شاه مشرف شد . آنجا بودم يعنى فرح‌آباد . سفير زياد بود . تا بعد از چند روز