هم به آتانى و مدانى دادهاند . از همه اينها گذشته آتانى فعلا آن چهار دانگ را هم به تصرف نداده و سه سال است اجارهء آن مانده است . هنوز در ظرف اين مدت طولانى ما آن املاك كه به تحقيق خالصه [ بوده ] و انتقال به ما شده درست تصرف ننموده و همه ساله مرافعه و زدوخورد ، عرض و عرضكشى داريم و فقط يك اجاره به ميل خود مىدهند . آن هم به زور ، بهعنف . برفرض آن دو دانگ هم روى اين آمد چه خواهد شد كه پدر من آنقدر حرص مىزند . حالا به اين قناعت ننموده باز مىنويسد چون در فرمان من تلال ، عيون ، انهار ، مراتع ، مزارع ، مرابع را نوشته شده پس محققا ايواتر و پيچ بن و خسر و غيره و غيره مال من است . بهايشان عرض شده هرچه جزو خالصه بوده به يك شكلى در تصرف است . اما اينها مال خودشان است نه مال ما . مراتع و مزارعى كه ماليات جداگانه ندارد جزو ملك خالصه است . اما هريك جمع دولتى دارند و اسم دفترى آن ملك است مثل ايواتر مثل پيچ بن ، مثل زنگولان و غيره و غيره .
الموت ملك نمىشود
سى سال است امير اسعد پيچ بن را خريده است نه امروز . بههرحال يقين است هركس هرقدر پيرتر شود حرص و طمعش زيادتر مىشود . من به واسطهء همين دستخطها و خورده فرمايشات بىاساس است كه نمىخواهم اينجا ديگر بمانم ، از بسكه در اين مدت من جواب امثال اين مرقومات را دادهام خسته شدم و باز چندى بگذرد تجديد مطلع مىفرمايند . هزار دفعه من در باب پيچبن نوشته باشم باور بايد كرد و دستبردار نيست . آنكه مال خودش است پايش هوا است ، دودستى مال غير را چسبيده . هزار سال ديگر باشد اينجا براى ما ملك نمىشود جز آنكه بفروشيم يا معاوضه كنيم ، دستدوم و سيم ملك خواهد شد نه حالا .
اختيارات مصدق السلطنه
برويم سر روزنامهها . چندان اخبارات مهمى نداشت . در مجلس گفتگو سر همان ماده واحدهء وزير ماليه بود كه سليمان ميرزا و بعضى مخالفت شديد مىكنند . جرايد و مردم هم دو دسته شده ، زدوخورد كتبى و لفظى مفصلى مىكنند . بالاخره مادهء واحده به تصويب مجلس قبول مىشود و مخالفين « بور » مىشوند .