لوازمات آن را حراج كرده و به افراد آنها هم سه ماه مواجب به طور انعام دادند تا براى خودشان در اين مدت تهيهء كارى بنمايند و به كلى اين نظام مرتب منظم را منحل نمودند و اينك جرايد ما بعضى پيشآمدهاى غريب عجيب براى اين انحلال طرحريزى مىكنند كه شايد هيچ واقعيت پيدا ننمايد . ليكن خود نوشتن اين مطالب شايد نظير سرود ياد مستان دادن باشد و باعث يك انقلابى در جنوب ايران بشود .
مثلا مىنويسند دولت انگليس مخصوصا در اين موقع اين قوه را منحل كرد كه جنوب را به اين وسيله مغشوش كند . باز مىنويسند اينهمه آدم بيكار در صورتى كه تحصيل اسلحه هم براى آنها مشكل نيست سرتاسر جنوب ايران را اشغال خواهند كرد . چرا دولت انگليس اين قشون و اين مهمات را به كلى به ما تحويل نداد . درحالىكه در خراسان و قزوين يك قسمت عمده از مهمات و لوازمات قشونى خودش را به ما داد ، چهوچه خيلى مهملات .
ابلاغيهء سفارت انگليس
روزنامهء ايران ، 30 سنبلهء 1300 - 22 سپتامبر 1921
اعلان
ترجمهء متن انگليسى اين ابلاغيه را كه در ضمن اخبار رويتر چاپ شده و به اداره رسيده بود در شمارهء اسبق انتشار داديم . اينك عين همان را از طرف سفارت فرستاده و تقاضا كردهاند كه چون مترجم در ترجمهء آن اشتباهاتى نموده مجددا اين ابلاغيه ( به طورى كه خودشان ترجمه كردهاند ) در صفحهء اول درج گردد . اين است كه آن را به طور اعلان انتشار مىدهم :
ابلاغيه از طرف سفارت انگليس
از قرار معلوم در خصوص قشون موسوم به قشون جنوب بعضى سوءتفاهم ميان . . . « 1 » است كه دولت اعليحضرت پادشاه انگلستان عمدا به وسيلهء انحلال ناگهانى استعداد مزبور ، براى دولت ايران اشكال فراهم مىآورد .
از روز تشكيل قشون مزبور تمام مخارج اين استعداد از طرف منابع رسمى دولت انگليس پرداخته شده است .
در بيستم ماه نوامبر 1920 ( بيست و هشتم عقرب گذشته ) جناب لرد كرزن به سفارت انگليس ابلاغ دادند چون دخول قشون جنوب در قشون متحد الشكل ايران به
هامش
( 1 ) - بهعلت پارگى روزنامه يك كلمه خوانده نشد . ( مسعود سالور )