تخته مشق قرار ندهند .
مىگويند اگر يكنفر را رد كنيم ممكن است به مسلك اول خود عود كرده خطراتى متوجه وطن سازد . اين زانو زدن در مقابل يك نفر ، اين خضوعپرستى در برابر يك شخص ممكن است دو صورت داشته باشد . يا قائل شدن به قوت بىنهايت طرف يا احساس ضعف و سستى فوق العاده در خويش . اگر شق اول است اشتباه كردهاند و بد اشتباه كردهاند . ايران آزاد ، ايران مشروطه كه لشكرهاى انبوه ارتجاع را درهم شكسته و بحرانهاى سياسى داخله و خارجى را گذرانيده در مقابل يك نفر نمىارزد ( رجز است كه مىخواند ) و دنيا امروز به حدى از رشد و بلوغ رسيده است كه افراد نمىتوانند در جماعات و ملل اهميت داشته باشند . اگر شق ثانى است و خود را ضعيف و بيچاره مىشناسد بهجاى اينكه قوانين شرعى و عرفى و حقوقى و عقلى و سياسى را فداى يك نفر بكنند بهتر آن است دلهاى مرعوب و قلبهاى ترسوى خود را به بيغولهء عزلت برده ميدان سياست را به اشخاص قوى و شجاعتر واگذارند .
آيا موقع نرسيده است كه ما هم مثل انسانهاى دنيا ( نرسيده است ! ) اصول مقدسه را محترم شمرده گاهى اشخاص را فداى اين اصول سازيم . اگر توهم مىنمائيد كه پذيرفتن يكنفر خائن را به خدمت ترغيب مىكند خوب است به خاطر بياوريد كه عمر عزيز مشروطيت و بهار انقلاب و آزادى ما صرف چيدن خار و تكرار اين امتحان خبط شده است و اگر صمد خان شجاع الدوله و نايب حسين و امثال آنها را تأمين داديم و مأمور امنيت يك قسمت از مملكت كرديم . و بالاخره ثابت شد كه اين فرمايش آقاى مدرس « توبهء گرگ مرگ است » صحيح است . نظريهء فوق افسانهء شهر بلخ را به خاطر مىآورد كه پوستين دزد را امام قرار داده بودند تا كفش مأمورين را ندزد . مىگويند توبه كرده است .
آيا براى مارگزيدههاى ايرانى كه حق دارند از ريسمان سياه و سفيد بترسند مدتى لازم نيست كه از صدق قول و حسننيت تائب مطمئن شوند . آيا بهترين دليل توبهء خطاكار مسلم فداكارى نيست كه چندى عمر خود را به بعضى از خدمات ديگر ، ترويج معارف ، تأسيس منابع اشتغال گذرانيده وقت عزيز مجلس و مملكت را صرف وجود خود نسازد .
آيا همين اصرار و لجاج امروز ثابت نمىكند كه خوى اصلى شخص موضوع مذاكره به طورى كه ما تصور مىكنيم تغيير ننموده است . بدتر از همه مقايسه مىكنند .
بلى شاهزاده سليمان ميرزا را با شاهزاده فيروز ميرزا ، مهاجرت مقدس را به انعقاد قرارداد ملعون مقايسه مىكنند . شاهين آن ترازو بشكند كه چيزهاى پاك و پليد را در دو كفهء خود قبول مىكند . بندهاى ميزان گسسته باد كه مصحف و چهار بيبل « 1 » را با هم
هامش
( 1 ) -Bible- مراد اناجيل اربعه است .