خائنين نو تأمين نمىشود . مىدانند و مىبينند طرفدارى از يك شخص حيثيات مجلس را موهون كرده مملكت را به بدبختيهاى وحشتآورى سوق مىدهد . باز شخصى را بر مملكت و رضاى خاطر يك فرد را بر جلب اعتماد عامه ترجيح مىدهند . آيا اين طرز تفكر معرف صاحبان خود و پرده در عمليات آيندهء آنها نيست . حق مىدهند كه نسبت خالق و تكيهگاه به عموم قرارداد همه بدبين باشند و خود هم براى اثبات ادراك در اين بدبينى شركت مىجويند .
بدبينى
بعد مىگويند اين بدبينى موقع ندارد براى اينكه شخص معهود عوض يا استحاله شده است . آيا اين نظريه بايد ضرب المثل معروف « غرّه مشو كه گربه عابد نماز كرد » را به خاطر آورد . عمدا فراموش مىكنند كه شخص موضوع مذاكره مسلكا و عنصر بيگانهپرست بوده يا به قول آقاى مدرس ( قول مدرس را خيلى در مقالات خود مىنويسد ) رنگ برمىداشت يا رنگ مىشده است . باز عمدا فراموش مىكنند كه شدايد و لحن صاحبان ملك معين را در تعقيب خطمشى اوليه لجوجتر و مضرتر مىسازد . به عبارت اخرى شدايد روحهاى ضعيف را تغيير مىدهد و روحهاى قوى را ثابت و محكم مىسازد . توقف مار در زير خاك در فصل زمستان زهراور و زيادتر و شديدالاثرتر مىنمايد .
سليمان ميرزا - نصرة الدوله
اگر چهار سال حبس ، شاهزاده سليمان ميرزا را تغيير داده و عقايد پاك او را سست كرده سه ماه حبس هم مىتواند عموزادهء او را كه در قوت روح با تفاوت مسلك نظير اوست تغيير دهد . اگر شاهزاده نصرت الدوله را ضعيفالنفس و سستعنصر مىشمارند چه وثيقه مىدهند كه برحسب اقتضاى منافع رجوع به اصل نكرده و سيئهء عمليات سابقهء خود را اين مرتبه به صورت ظاهر مشروع . . . « 1 » تكرار ننمايد . آيا بايد خود را گول زد . آيا بايد محض لله فريب خورد . آيا بايد فراموش كرد كه در تمام دورهء انقلاب ايران هيچ بدى خوب نشده ، اما خوبها گاهى بد شدهاند . چرا حقيقت « من جرب المجرب حلت به الندامه » را فراموش مىكنند . اگر مىخواهند به تجديد امتحان سر خود را گرم كنند خوب است اين آزمايش غيرمعقول را بر امور شخصى خود نموده مملكت را
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .